اشک مرد!!!

سلام

بعضی وقت ها دلت میخواهد که پدر داشته باشی، اما نداری...

ای دل، بهانه نگیر...

 

پی نوشت:

- فاتحه ای بخوانیم برای همه پدرها و مادرهایی که در بین ما نیستند.

یا علی



 
روزگار این روزهای من!

سلام

امروز و دیروز که حسابی سرما خورده بودم. ما بچه های جنوب اصلا جنبه نداریم هوا یکم خنک بشه. تا دو تا باد و بارون میاد زرتی سرما می خوریم. البته نباید از حساسیتهای مسخره و مشکوکی که در این نواحی هست و علتش نا مشخصه ساده بگذریم.

خلاصه از صبح مثل جسد افتادم تو خونه و پای لپ تاپم هستم. دارم شبیه سازیهای مربوط به پایان نامم رو انجام میدم. بینش مداحی گوش میدم. یشتر میثم مطیعی. خوشم میاد ازش. از این مداحای بند تونبونی نیست. 

دنبال کارای خروج از کشورم بودم دیروز. اگه ارباب بطلبه می خوام امسال هم برم اربعین پیاده کربلا. حالا فقط مونده ویزا بگیرم. البته باید دو تومن بزارم ودیعه تو بانک که این هم خودش یک معزل بشمار میاد در این شرایط اقتصاد مقاومتی!!! بعله! ما از اوناش نیستیم. اما ایشالا جور میشه.

شنبه توی اتاق اساتید بحث کربلا و اربعین شد. یکی از اساتید گفت بعضیا واسه شکم میرن اربعین عراق!!!! می گفت اونجا غذا مجانی میدن میرن یک هفته حسابی می خورن!!!! خلاصه نزدیک بود از این تحلیلش شاخ در بیارم. گفتم مرد مومن بیا اونجا ببین چه سختی و خطراتی هست بعد این حرف خنده دارم بزن. خلاصه بعضی ها عجب تفکراتی دارن.

آقا مخلصم. ایشالا کربلا ببینمتون

یاعلی



 
ولک وبلاگ!!!

سلام به همه خوانندگان عزیز این وبلاگ

- ولک خیلی وقت بود نیومده بودم توی وبلاگم, یعنی خودمم یادم رفته بود یه وبلاگ دارمنیشخند یعنی یه همچین آدمیم من! اینقدر سرم شلوغه!!!!

- چندتا کامنت خوندم از کامنت دونیم مصمم شدم یه پست بزارم, یکیش این بود:"از اواخر دبیرستانم وبلاگتون رو میخوندم دانشگاه که رفتم کمتر، و دیگه نیومدم تو این وب، دو سالی میشه که نیومده بودم، بعد از این همه مدت و بعد از این همه تغییر تو زندگیم حالا که در شرف مادر شدن هستم این اولین بار بود که براتون کامنت میذارم! خوندن وبتون حس خوبی بهم داد حتی با اینکه نزدیک دو ساله آپ نشده، شبیه وبلاگای متروکه نیس" واقعیتش خوشحال شدم و گفتم من متعلق به همه شماها هستم و این صحبتا.

- یادمه 10 سال پیش که پشت کنکور بودم و به شدت درس می خوندم و از همه چیز خودمو محروم کرده بودم. مامانم بهم میگفت: یک سال بخور نونو تره, صد سال بخور نونو کره!!!!! ولی الان بعد از گذشت 10 سال من همچنان در حال درس خوندن هستم و حتی یک روز هم نفس نکشیدم. البته این روال تا یکی دو سال دیگه که دکترام تموم بشه ادامه داره. و من واقعا منتظر اون نون کره ای که مامانم بهم می گفت هستم!!!!

- این ترم 100 تا دانشجو داشتم. تقریبا 30 تا رو انداختم. نظرتون؟! بنظر خودم که آمار بدی نیست. یه ترم 70 تا از 100 تا انداخته بودم. ولی به هر حال دانشجو باید بدونه وقتی من خودمو پای تخته سرویس میکنم که یه چیزی یاد بگیره, نباید بیخیال بیاد سر جلسه امتحان. بابا جون درس و خوب بخون که نمرت خوب بشه. نه اینکه رنج نامه بنویسی پای برگت که نمره بگیری! وژدانن راس میگم!

- عزیزان نماز و روزتون قبول. ما خیلی چاکریم

در پناه زهرا مرضیه (س)



 
همین فرمونو بورو!!!

سلام

دیدیم خدا داره این مدت خیلی حال میده گفتم بیام به این خوشحالی ملت کمک کنم و یه پست بزارم تا ملت با دیدن اینکه دوباره وبلاگ من آپدیت شده خوشحال تر بشن! چیکار کنیم دیگه من خیلی آدم خوب و بشر دوستی هستم!

خدایا فقط این همه چیزای باحال رو یهو نده می ترسم بی جنبه بازی در بیاریماااا! از ما گفتن! کم کم، مثلا هر 2 هفته یکیشو ردیف کن واسمون!

یکی از بچه ها می گفت: دیگه وقتشه که یک سری تحریم یکجانبه نسبت به آمریکا وضع کنیم!!!!! خیلی شاخ شدیم!!!

خلاصه خدایا این همه خوشی رو از ما نگیر و همین فرمونو بورو! واقعا نیاز داشتیم بعد از این همه سال!!!

هزار مرتبه شکرت!

یاعلی



 
تشت!

سقف آسمون و اتاقمو ماشینم هر سه با هم سوراخ شده!!!

دقیقا صاااااف شدم!!!! اون تشت و بیار.....

سلام دوستان قدیمی.