بخاطر بسکوییت!!!

من حتی نمی‌دونستم تو این دفترچه چه سوالایی قرار بوده باشه، ولی خوب، الان  دیگه فهمیدم!!! نمی‌دونم این بقل دستیم داره چیکار می‌کنه؟ یکی نیست بش بگه بابا بیخیال،بسکویتت رو بخور که خیلی خوشمزس.آها... انگار حرفامو شنید(بسکویتش رو باز کرد)خوب الان من ۴۵ دقیقه وقت دارم تا زمان دفترچه اول تموم بشه و دفترچه دوم رو بهم بدن.چیکار کنم این همه وقت رو؟! هیچی... بهترین کار الافیه. اصلا کاش صبح می‌خوابیدم، خیلی بیشتر هم فاز می‌داد ولی حیف، حیف که به فکر این جوونا بودم آخه دفعه قبل که نرفتم سر جلسه رئیس سازمان سنجش زنگ زد گفت: جون داداش تو نیایی برگزار نمی‌کنیم کنکور رو! خوب چیکار کنیم دیگه؟ ما هم خراب رفیقیم، اومدیم.
این مراقبله هم عجب آدمه شکموییه ها، ٢ تا بسکویت گرفته، فکر کنم دیروز هم مراقب بوده خبر داشته این بسکویتا خوشمزس، تازه به اونا چایی هم می‌دن، تورو خدا نگاش کن چطور داره می‌لومبنه!!!
ای بابا چرا همه تو این کلاس دستشون زیر چونشونه دارن سقفو نگاه می‌کنن؟نکنه جوابا اون بالاس؟بزار نگاه کنم؟ نه بابا، خبری نبود! پس آخه اینا واسه چی ٨هزارتومن دادن یه بسکویت خریدن؟(پول دفترچه ارشد ٨هزارتومان است)شاید زناشون زورشون کردن گفتن: بورو ارشد بگیر کلاس داره!!!!واقعا عجب دوره زمونه‌ای شده‌ها، حالا بازم خوبه خاتمی اومد، اصلا اومد که اومد یکی نیست بگه: تو تستت رو بزن!!!!
اه اه اه!!! این یارو دوباره اومد... با اون پارچ‌آب رنگ زغالش! نمی‌دونم این داوطلبا چطور دلشون میاد این آب رو بخورن.
اوووو.... پس چرا وقت نمی‌گذره؟٣٠دقیقه دیگه مونده تا دفترچه بعدی. اصلا بزار یه چرتی بزنم آماده بشم واسه اون یکی دفترچه. ایول اینجا چقدر ساکته فقط کاش یه پتو هم می‌دادن به آدم...

پی‌نوشت:
١-آنچه خواندید نوشته های بنده بر سرجلسه کنکور ارشد سال٨٨ بود که روی یکی از صفحات سوال نوشتم و بعد برگه را کندم و در جیبم قرار دادم.
2-شریف قبول نشم، امیرکبیر رو شاخمه.
3-جای هیچ نگرانی نیست!!!!برای بنده آزمایشی بود.
4- سلام، هو مدد



 
نصف جهون!

اونقدر ها هم که می‌گن مردم اینجا خسیس نیستند، امروز یک راننده تاکسی وقتی که خواستم کرایش رو بهش بدم به من گفت: قابلی نداره!!!
در ضمن، میوه فروشی های اینجا موز هم می‌فروشند!!!

پی نوشت:
١-سلام
٢-اسمش تعطیلاته و مسافرت
3-یه بار جستی ملخک، دو بار جستی ملخک.... ترم بعدی تو مشتی ملخک(مرتبط با پست پایین)
4-اون دو میلیون sms خیلی بهم چسبید!!!
5- در پناه زهرای مرضیه(س)



 
مشروطیت!

از آنجایی که معضل اصلیه دانشجویان بعد از ایام امتحانات ترس از افتادن و مشروط شدن است بر آن شدم که هرچه بیشتر این واقعه شوم که همیشه در کمین ما شاگرد زرنگا(!) هست رو تشریح کنم!!!

تاریخچه
گفته شده که مشروطی نونی است که امیر کبیر با تاسیس دانشگاه در دومن ما نهاد!!!

وجه تسمیه مشروطی
- مشروطی از مشروطیت گرفته شده و مشروطیت هم آبشو گرفتن چلو شده.
- به دانشجوی مشروطی اوایل مفلوک گفته می شده که طی سالها این کلمه کمی تغییر یافته (توجه کنید فقط یک کمی) و به شکل مشروط در آمده.

اقدامات لازم جهت پیشگیری از مشروطی!!!
بی خود منتظر راهکار نباشید چون مشروط شدن آش کشک خالته...

چگونه مشروط شویم؟
- خوردن 2 عدد قرص اکس در شب امتحان
- نگاه چپ به مدیر گروه کردن!
- انجام تقلب با دانشجویان آماتور!
- صدا کردن استادی که دکتر است با لفض"مهندس"

نشانه های یک دانشجوی مشروط شده!!!
- به زمین و زمان، کوچک و بزرگ، دور و نزدیک فحش(از نوع آبدارش) می دهد مخصوصا به کسانی که این بلا را سرش آورده اند.
- با زیرپوش در دمای 100- درجه کلوین قدم می زند و فحش می دهد.
- به همه کسانی که در روز امتحان کنار دستش بوده اند و تقلب نداده اند فحش می دهد!
- به مراقب محترم که 4 چشمی روش زوم کرده بوده فحش می دهد.
- به کتاب های صادق هدایت و فردریش نیچه علاقه زیادی پیدا می کند.
- به دیدن سری فیلم های ارَه علاقمند می شود.
- فقط آهنگهای آن خواننده غرب زده که "چکاوک" را خوانده گوش می دهد.
- به شکار مگس با دست مباردت می ورزد.
- تکه کلامش می شود:..............(سانسور شد)
- احتمال دارد با دمپایی حمام به دانشگاه بیاید(البته این امر طبیعیست)
- برای راه رفتن نیاز به بکسل شدن دارد و باز هم فحش می دهد.

برای یک مشروطی چکار کنیم؟
- آمار نشان داده که فروش مواد مخدر درب دانشگاه ها در دوران اعلام نمرات بیشتر از هرجای دیگر است، بیشتر مواظب یک مشروطی باشید.
- اگر در خوابگاه است و تنبان به پا می کند سعی کنید بند تنبان برای جلوگیری از حلق آویز کردن بردارید.(البته برای نیفتادن تنبان از پا می توانید از چسب نواری استفاده کنید!!!)
- اگر سومین مشروطش نیست به او بگویید:حالا که چیزی نشده کو تا سه تا؟!
- اگر سومین مشروطیش است واقعا هیچ کاری برایش نمی شود کرد!!!

پی نوشت:
1- خودش یک پست می طلبه اما در همین حد بگم که:
بخاطر اون چشمای بادومیش یا دهن کوچیکش یا اون موهای لختش نیست که همه دوسش دارن، دوسش دارن  بخاطراینکه  نمی زاره یه مشت آدم مفت خور هر کاری که دوس دارن انجام بدن، بخاطر اینکه که به هیچ جایی وابسطه نیست، بخاطر اینکه مثل اسمش می مونه!عادله!!! این قضیه چنان رفته روی روانم که نگو! بابا من خودم داشتم می دیدم دیگه، شما ندید؟ طرف نمی تونست جواب بده الکی شروع کرد به داد و بیداد که داری نظام رو به سخره می گیری!!! یه نفر نمی زاشت اینا هرکاری دوس دارن انجام بدن که حالا به اسم حرف زدن علیه حکومت و نظام و ... می خوان سرشو بکن زیر آب!!! برم سرمو بزنم تو دیوار بهتره......
٢- هو مدد!!!