نمایش...

سلام
از همون اولش هم تصور می‌کردم که اینجوری باشه!
مردم و خدا کنه هرچی بگیره(حتی برق!!!) ولی جو نگیره!
کلا آدما اونجا ۲ دسته بودن!
دسته اول که شاید درصد خیلی کمی را در بر می‌گرفتن اومده بودن که واقعا اونچیزی رو که می‌خوان پیدا کنن و بخرن!!!
ولی دسته دوم کلا علاف بودن و اومده بودن غاز بچرونن!!!(استغفرالله، نفرمائید مکان علمی بوده!!!)
نمی‌دونم مردم اومده بودن کتاب بخرن یا اومده بودن عروسی؟! اینقدر به خودشون رسیده بودن که نگو!
من ۲ تا حدس زدم، اول اینکه این آدمای خوشتیپ و خوشگل موشگل می‌خواستن برن عروسی ولی چون داشتن از کنار نمایشگاه رد می‌شدن و خیلی آدمای فرهنگی و ادیبی بودن، گفتن، خوب ما که داریم از اینجا رد می‌شیم چه خوبه که یه سر هم به نمایشگاه بزنیم!!!
یه عده هم تیپ زده بودن شاید بختشون تو یه همچین مکان فرهنگی باز شد و خدا رو چه دیدی طرفشونو همونجا پیدا کردن و رفتن محضر و .....بله!(ایشالا که خوشبخت بشن)
البته یکی از دوستام یه چیزه دیگه گفت در مورد این آدما که نمی‌شه اینجا گفت آخه ممکنه خانواده رد بشه!!!
رفته بودم تو چمنای اطراف مصلا استراحت کنم، دراز کشیدم و یه برگه انداختم رو صورتم! بعد یه مدت صدای یه دختر و پسری از بالای سرم میومد! پسر مرده شور برده تازه مخ طرف رو تیلیت کرده بود! داشتن تازه می‌پرسیدن که چندتا بچه هستین و باباهاشون چیکارست و ....
مال تهرون نبودن آخه بابای طرف کشاورز بود، نمی‌خواستم گوش بدم ولی ناگزیر بودم چون بالای سرم بودن(البته حس کنجکاویم هم قلمبه شده بود)
خواستم بلند شم بزنم تو سر دختره بهش بگم: آخه خاک بر سر، ننه بابات تورو با هزار امید فرستادن نمایشگاه کتاب که خیر سرت یه کتابی بخری مطالعه کنی و باعث پیشرفتت بشه اونوقت تو اومدی......(قرطی)
خلاصه این نمایشگاهی که ما دیدم همه چی بود غیر یه مکان فرهنگی-علمی! آخه نمایشگاهی که بزرگترین و شلوغ ترین غرفش مربوط بشه به جناب کلم‌چی (قلم بود یا کلم؟)دیگه معلومه توش چه خبره!
البته بگم بنده هم چندان شخصیت مطالعه کننده‌ای نیستما ولی از اونجایی که می‌گن دنیا دیده بعضه ندیدس و دیدم دانشگاه داره مفت و مجانی می‌بردم و امتحانای میان ترمم رو هم داده بودم گفتم برم یه هوایی عوض کنم و یه کتابی هم اگه دیدم بخرم!!!
 
پی نوشت:
۱- لعنت بر دمپائی که بی موقع پاره شود!

۲- شهادت زهرای مرضیه(س) تسلیت!

در پناه فاطمه زهرا



 
ما !

- اونیایی که قلیون می‌کشنن...

- اونایی که بعد از ۳ بار سر سفره عقد بله رو می‌گن...

- اونایی که دماغشونو عمل می‌کنن...

- اونایی که تابستون میان اهواز...

- اونایی که ماهیه سرخ می‌خرن واسه هفت سین...

- اونایی که عاشق می‌شن و تب می‌کنن...

- اونایی که کفش پاشنه بلند می‌پوشن...

- اونایی که می‌گن علم بهتر از ثروته...

- اونایی که با استادایه زن کلاس می‌گیرن...

- اونایی که دانشگاه آزاد می‌رن...

- اونایی که می‌گن سربازی خوبه...

- اونایی که درخت رو می‌کنن مداد می‌سازن...

- اونایی که به دخترا گواهینامه می‌دن...

- اونایی که میان تو نت چت می‌کنن...

- اونایی که تو راهروهای دانشگاه چیپس می‌خورن...

- اونایی که می‌رن شهربازی و جیغ می‌زنن...

- اونایی که می‌گن شام نمی‌شه ماست و خیار خورد...

- اونایی که وبلاگ منو می‌خونن...

- اونایی که قبض موبایلشون زیاد میاد...

.

.

.

همشون روانین!!!روانی!

فقط اونایی که روانی هستن، روانی نیستن!!!

پی‌نوشت:

۱-سلام

۲-یا هو



 
زندگیه جورابی!!!

سلام
از اوان جوانی با جوراب مشکل داشتم، یعنی با خودش نه هااا با شستنش یعنی به من بگن ۲ تا قالی بشور ولی نگن جوراباتو بشور!
می‌رم جوراب نو می‌خرم ولی حال اینکه برم جورابامو بشورمو ندارم! عجیبه؟ نخیر! کی گفته عجیبه؟ اصلا مگه من تنها اینجوریم؟ چندتا رفیق دارم مثل خودمم تازه یادتون هست یه مدت مد شده بود ملت بدون جوراب میومدن بیرون؟ فکر کردین دلیلش چی بود؟ یه مشت آدم تنبل که حال نداشتن جوراباشونو بشورن بدون جوراب اومدن تو خیابون. این جک و جوونای ما هم که ماشالا بزنم به تخته  با هوش سرشارشون فکر کردن یه مد جدیده که از خارج کشور(شما بخوانید افغانستان) اومده سریع همه جورابارو کندن!!!
ولی فکر کنم اگه الان این جوراب نپوشیدن مد بشه منم برم تو کارش!
باید بیایین یه نگاه به اتاقم بندازین(اتاق بنده و خان داداش) بدون اغراق باید بگم که هر گوشش یه جفت جورابه کثیفه، اونقدر زیاد شده بودن که یه مدت پیش یه مشتیشونو ریختم تو پلاستیک گذاشتم کنار اتاق ولی اونقدر زیاد هستن که هنوز همه جای اتاق رو گرفتن!یه سبد هم هست که توش جورابای به اصطلاح نو هست! مامانم یک ماه پیش سبد رو آورد گفت داداشات جوراباشونو ورداشتن اینا دیگه ماله توه! منم خیلی حال کردم چون اونا چندتا از جوراباشونو ور نداشته بودن و من تصاحبشون کردم!
باید اعتراف کنم امروز دیگه تو سبد فقط یه جورابه سوراخ مونده بود و من اصلا عادت ندارم جوراب سوراخ بپوشم برا همین هم یواشکی رفتم سر کشاب داداش کوچیکه و یه جوراب خفن کش رفتم!یک فازی داد جاتون خالی! تازه با اون جورابه کلی خوش تیپ شدم!
پی نوشت:
۱-معتاد شدم، زیاد می‌خوابم!
۲-یا ما دیوونه‌ایم که فکر می‌کنیم دیوونه‌ها دیوونن، یا دیوونه‌ها دیوونن که فکر می‌کنن ما دیوونه‌ایم!!!
۳-استادایه زن ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹/۹۹درصدشون روانین، روانی!


یاهو