الو...

پشت خط: الو،شاطر چطوری؟
من: ببخشید؟آقا اشتباه گرفتین اینجا نونوایی نیست!
پشت خط: نونوایی چیه بابا مگه موبایل آقای قاطع نیست؟
من: نه آقا اشتباه گرفتید.

پشت خط: الو،سلام علیکم!
من: سلام،بفرمائی.د
پشت خط: آقا این آبگرم کنی که دیروز نصب کردید خرابه هنوز که!
من: آبگرمکن؟من؟ نه خانوم اشتباه تماس گرفتید!!!
پشت خط: خودتون این کارتو دادید مگه شمارتون بوق بوق نیست؟
من: بله درسته!بنظر میاد شماره منو اشتباه رو کارت چاپ کردن!!!

پشت خط: الو سلام!آقا به دادمون برسید...
من: سلام،بله؟چی شده؟
پشت خط: آقا لوله خونمون ترکیده داره خونمونو آب می بره!
من:خوب من که کاری نمی‌تونم انجام بدم!زنگ بزنید لوله کشی!
پشت خط: مگه شما آقای قاطع که لوله کشه نیستید؟
من:نه جانم اشتباه گرفتید!!!

پشت خط: الو سلام علیکم آقای قاطع!
من: سلام جانم. اشتباه گرفتیذ این شماره رو اشتباهی رو کارت مغازشون چاپ کردن

پشت خط: آقا چرا الکی می گید؟من دیروز با همین شماره تماس گرفتم باشون صحبت کردم،اگه نمی خواد حرف بزنه بگید نمی خواد دروغ نگید!

من:آقای محترم اگه این موبایل منه که من بهتر می دونم دیروز دست خودم بوده، منم آقای قاطع نیستم!

الپشت خط: الو؟القاطع کامان من المنزل و التعمرون آبگرمکنون!
من: آقا اشتباه گرفتید انگار
الپشت خط: لا لا!
من: نعم نعم!!!!

پشت خط: الو سلام آقا این آبگرم کن خونمون خراب شده، کی می تونید بیایین درستش کنید؟
من: سلام. اولا من تعمیرات آبگرمکن ندارم.ثانیا تو این هوای 60 درجه آخه آبگرمن به چه دردتون می خوره؟پول مفت مگه دارین؟

پشت خط: الو!آقا مسخرشو در آوردید! دیروز شاگردتون اومده این لوله ها رو عوض کرده کلی هم پول گرفته ولی هنوز نشتی داره. زود همین الان یکی بفرست تا نیومدم مغازه کلتو بکن!
من: آقای محترم اگه دوس داری بری مغازه کله آقای قاطع رو بکنی به من مربوط نمی شه ولی باید بگم که اشتباه شماره منو رو کارت ویزیتشون چاپ کردن

و این داستان بعد یک سال همچنان ادامه دارد!!!

شیطونه می گه یخورده سر کارشون بزارم مثلا بگم:
آقا اومدم، 5 دقیقه دیگه در خونتونم بیا دم در تا ببینمت!
یا اینکه برم خونه طرف الکی یخورده با آبگرمکنشون یا لوله های آبشون ور برم بعد یه پولی بگیرم بگم بیاریدش مغازه اونجا کامل درستش می کنم
یا اینکه......(دیگه این یکی خیلی فکر پلیدیه ممکنه بگیرن خفتم کنن)

پی نوشت:

١- سلام

٢- کچلمان کردند!

٣- شانس بیاورد قاطع که نبینمش!!!

٣- مرده‌ی این فرهنگ سازیه ٨ تومانیشان هستیم!چقدر نبوغ به خرج داده‌اند!

۵- یا هو!




 
وقتی بلای جان می‌شوی!

قسمت اول:

بورو!جون مادرت بورو دیگه!

اَاَاَاَاَاَه، لعنتی! چرا نمیری؟! خدا مرگت بده!

د لا مصب زود باش دیگه بورو!

قسمت دوم:

پس یعنی اینقدر طول می کشه؟! پس چرا نیمود؟!

ما رو مسخره کرده؟ خدا ریشتو برداره...

قسمت سوم:(این قسمت حدود 24 ساعت بعد از هر یک از دو قسمت بالا اتفاق می افته)

دینگ دینگ،دینگ دینگ.......recived 13new message

دینگ دینگ،دینگ دینگ.......delivered به تعداد زیاد!

پی نوشت:

1- سلام

2- بعضی مواقع فحش لازم است!(اما بعضی ها معتقدند لازم نیست !!!)

3-ما زحمت تایپ را می کشیم، دیگران پولدار می شوند،جلل خالق!

4- یا هو!



 
نامه...

سلام

چه عجب پیدام شد!والا امتحانا بود و هزار بدبختی!خودتون که بهتر می‌دونید!ولی خدا رو شکر تموم شد!

اصلا دوس ندارم که پست تکراری بزارم ولی چون این پستی می‌خوام اینجا تکرارش کنم بنظر خودم یکی از بهترین چیزاییه که نوشتم توی وبلاگم و الان هم وقتشه می‌زارم تا شماها هم دوباره بخونیدش!

من که بعد یک سال با خوندنش اشک تو چشام جمع شد......

***********************************************

از همان وقتی که سلولی بیش نبودم، عشق به تو در من بوجود آمد.

چند ماه بیشتر نداشتم که در شکمت کمربند مشکی کاراته را گرفتم و مشغول زدن مشت و لگد به شکمت شدم، اما تو در همه آن لحظات از دیدن این ضربات می‌خندیدی و خوشحال بودی، چون همگی نشانه‌ای از سلامت من بود.

اگر می‌دانستم هنگام به دنیا آمدنم آنقدر درد می‌کشی که به گفته خودت چشمانت در حال بیرون زدند از حدقه بود شاید هرگز پایم را به این دنیای کوفتی نمی‌گذاشتم.

هر روز کهنه‌های پر از ....... و ........ ام را بدون هیچ‌چشم داشتی می‌شستی ای بردبار مهربان. شاید... شاید که نه! حتما درد امروز دستانت نتیجه آن همه لطف بی‌دریغ توست.

نمی‌دانم که چرا آنروزی که از سر مهربانی مرا در آغوش گرفته بودی جواب محبتت را با صدای نکره‌ام و جیغی که در گوشت کشیدم دادم. مرا بخاطر آن ببخش.

الان که بیست و اندی سال برایم زحمت کشیدی و با خون دل مرا بزرگ کردی، و وقت آن رسیده که کمک حالت باشم، نهایت لطفی که در حقت می‌کنم آن است که به تو در شستن حیاط کمک می‌کنم و یا با کوهی از منت نانی‌ را می‌خرم که خودم ‌خواهم خورد.

تنها چیزی که به آن افتخار می‌کنم بوسیدم پیشانیت است و اینکه هیچ‌وقت در یادم نیست که تو را < تو > خطاب کرده باشم.

همیشه در برخودم با تو کوتاهی کردم مرا بخاطر تمامی حماقت‌هایم ببخش.

بودنت همیشه برایم آرامش بوده و همیشه این شعر را با خودم زمزمه می‌کنم:

مادر ای آئینه‌ی فردای من                          تا امید زندگی با من بمان

این نامه‌ای را که خجالت می‌کشم به تو بدهم را با این جمله به پایان می‌برم که: مادر بیش از همه‌ چیز دوستت دارم.

پی‌نوشت:

١-البته این متنو داداشم همون پارسال به مامانم نشون داد و مامانم گریش گرفت!

٢-وقتی می‌گن برقا رفت، منظورشون چیه؟یعنی برقا کجا می‌رن؟

۳-میلاد زهراء مرضیه و روز زن مبارک!

۴-یا هو!