بیست و ...

سلام

اولین نفر: دیشب sms داد بهم و تبریک گفت، خوب یکمی زود گفت ولی ساعت رو دیدم متوجه شدم بامداد بیست و پنجمه! با sms ازش تشکر کردم!

نفر دوم: ساعت 1 ظهر بود، همون بیست و پنجم که امروز بود(الان بامداد بیست و ششمه) داشتم درس می خوندم که شاهین بهم زنگ زد! بقول معروف رفیق گرمابه و گلستان ما به حساب میاد! شروع کردم به احوال پرسی و حرف زدن که گفت مقداد دندون رو جیگر بزار می خوام بهت یچیزی بگم! فکرش رو هم نمی کردم! کلی خوشحالم کرد.دمش گرم.

نفر سوم: ساعت 4 بود تقریبا، باز هم داشتم درس می خوندم، sms اومد.پژمان بود! عمرا فکر نمی کردم اینم یادش مونده باشه! برام خیلی عجیب بود! خوشحال شدم! گفت کادوت هم همون ماهیه آکواریمویه که قبلا صحبتش رو کردیم! بیا ببرش که بقیه ماهیامو حسابی خورده و نوک زده!

نفر چهارم: ساعت 6 بود، زنگ زد بهم! تبریک گفت! نمی دونستم یادش مونده، خوشحال شدم! خیلی! گفتم برام دعا کن! دعا کرد و متن دعاش رو sms کرد!

نفر پنجم: ساعت 11 شب، خواهر زادم دوید اومد تو اتاقم، داشتم باز هم درس می خوندم! گفت: دایییی تولکته!!!!گفتم آره بیا یه مچ بده!!!!

نفرات ششم، هفتم،هشتم و نهم اعضای خانواده بودن! حمید یادش رفت! فکرش مشغوله، اشکال نداره! حمزه هم! برای اونم باید بگم: لا مشکل! کلی دیگه از دوستام هم امسال یادشون رفت! زیاد مهم نیست! این چیزا گله ور نمی داره! اصلا مسخرس اگه کسی گله کنه شاید!

به دنیا اومدن من با از دنیا رفتن یکی مقارن شده! دقیقا 5 ساله! خدا رحمتش کنه! هرکی می خواد بهم هدیه روز تولد بده یه فاتحه برای روح پدرم بفرسته!چقدر زود 5 سال شد!

پی نوشت:
1- تاریخ تولد دوستاتونو حفظ باشید و بهشون تبریک بگید،فوق العاده خوشحال می شن!
3- خدا اون روز رو نیاره که این 3 نفر کارشون به من گیر بکنه! دنیا خیلی کوچیکه!منتظر اون روز هستم!(کاملا بی ارتباط با پست)
2- سلام بر زینب صبور!!!!
3- التماس دعا، یا علی



 
خور پوف!

* رفیقم سامان چند روز پیش زنگ زد گفت یکاری براش پیش اومده نمی‌تونه بره سر کلاس عمومیش، گفت من برم براش حاضری بزنم، منم خراب رفیق(!) پا شدم رفتم! گفت مقداد فقط اون ته بشین که تابلو نشه قضیه! گفتم نمی‌شناسه تورو؟! گفت: نه!!! ما رفتیم. نشستیم تو کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه! دیدم استاده داره در مورد یه موضاعت سیاسی اجتماعی فرهنگی مذهبی حرف می‌زنه! همه کلاس هم بلا نسبت شما مثل بز فقط دارن گوش می‌دن و هیچی نمی‌گن! منم دست بردم بالا و شروع کردم با استاد بحث کردن! بحث بالا گرفت و بچه ها هم به کمکم اومدن!!! آخر کلاس موقع حضور غیاب متوجه شدم استاد سامان رو می‌شناخته و براش بدون خوندن اسمش غیبت رو رد کرده! بعد به من گفت: شما رو ندیده بودم تاحالا سر کلاس! گفتم بله استاد اومده بودم از کلاس استفاده کنم!!!!

* چند شبیه بخاطر اینکه تو اتاقم بخاری گازی ندارم مجبورم برم تو حال کنار بخاری بخوابم! این داداش ما هم همونجا تشریف دارن غالبا هم وقتی همه خوابن من می‌رم بخوابم. این خان داداشه ما هم نمی‌دونم چشه خرناس می‌کشه شبا خفن! دیشب هرچی هی تکونش می‌دادم یه قلط می خورد دوباره شروع می کرد به خرناس کشیدن! رختخوابو بردم تو اون یکی اتاق بخوابم دیدم بععععععععععععله! خواهر گرام هم در حال خرناس می باشند! گفتم ای خدا پس امشب اینا چشونه؟!!؟!؟ امشب اگه این داداشم خرناس کشید یه بالشت می کنم تو حلقش!!! آره آقا حمید با خودتم که داری اینجا رو می خونی!!!

* این رضا یکی از آدمای هنرمنده که تو نت باهاش رفیق شدم! نوشتنش که خیلی عالی بود جدیدا زده تو کار فیلم سازی! این فیلم آخرش رو هم ببینید بد نیس! من که خیلی حال کردم و خندیدم!!!

* فکر کن یه ماهی رو بخری با خون دل بزرگش کنی و بش آب و دون بدی بعد وقتی واسه خودش آقا شد بزنه به کلش و فکر کنه بیرونه این آکواریوم، اقیانوسه و بپره بیرون!!! وقتی جسدش رو روی زمین ببینی که خشک شده چه حالی بت دست می ده؟!؟! من که وقتی دیدمش سرمو به حالت سجده کنارش گذاشتم رو زمین و بلد داد زدم: خدایاا نهههههه!!!!!

پی نوشت:
1-سلام
2- اینجا آنتن دهی ایرانسل با شدت ریزش بارون ارتباط مستقیم داره!!!
3- در پناه زهرای مرضیه(س)



 
هچل

سلام

* آقا بعضیا حرفاشون مثل آب روی آتیش می‌مونه! یعنی وقتی هزار تا گرفتاری و استرس اومده سراغت و نمی‌دونی که بهترین کار چیه، اونا با حرفاشون اونقدر بهت آرامش می‌دن که انگار نه اگار که اتفاقی افتاده! حالا اگه کسی یه همچین آدمی رو داشته باشه تو زندگیش خیلی خوش به حالشه! من یکی رو دارم! اونقده قبولش دارم اگه بگه مقداد خودتو بنداز تو این چاه، میندازم، چون مطمئنم حرفش عاقلانس در اون شرایط!!! پس خوش بحالمه حسابی، بترکه چشمه هرچی حسوده!!!!

* نمی‌دونم این چه قانونیه که هر کی رو از این دانشجو ها می‌زارن واسه حله تمرین زود شاخ می‌شه!!! حالا طرف تو یه کلاس دیگه بقل دستت می‌شینه ولی تو کلاس حل تمرین اونقده قیافه می‌گیره و حضور غیاب می‌کنه و اورد می‌ده بیا و ببین! از ١٠٠تا استاد بدتر! سر کلاس یکیشون دیر رفتم، گفت بهت پروژه نمی‌دم(پروژش هم ۵ نمره بود) منم کلا نمره واسم چیز مهمی نیست! اعصابم خراب شد چون فقط بخاطر این کلاس مزخرف رفته بودم دانشگاه، ۴ تا چرت و پرت بارش کردم تا دفعه دیگه اینقده قیافه نگیره برای من! حالا ممکنه بره زیر آبمو بزنه! فوقش هم کارگاه برق می‌ندازه منو استاد! بزار بندازه!

* می‌گن قراره یه قانونی رو تصویب کنن یه سهمیه بدن به متاهلین واسه ارشد و دکتری! آقا اگه تصویب شد بنده شخصا از همینحالا از این تیریبون اعلام می‌کنم حاضرم با هر خانوم داوطلب کنکور ارشد که تک دختر باشه، بابای پولدار آفتاب لب بومی هم داشته باشه، خوشگل و دماغ سر بالا هم باشه و از خانومی و کمالات هم هیچ چیزی کم نداشته باشه بععععععععععععله بگم!!! (تو این موارد اورژانسی اجازه بزرگترها لازم نیس)

پی نوشت:
١- آقا خواستم حقیقتش امروزو یجوری ثبت کنم داشته باشم تو آرشیو خاک خوردم یادم بیاد امروز چقدر استرس داشتم و گلاب به روتو n بار رفتم ..... و بعدش با همون آب رو آتیش حرف زدم خدا واسه زن و بچش نگهش داره از این رو به اونرو کرد منو! خیر از عمرت ببینی مادر!!!
2- اینجا لازم می دونم تذکر بدم هرکی از روشهای پست زیر استفاده کرد و جواب نگرفت نیاد اینجا داد و دعوا! گفته باشم! ولی هرکی جواب گرفت شیرینیه ما یادش نره!
3- عرضی نیست، عیدتو هم مبارک! هرکی سیده باید عیدی بده! یادتون باشه! یا علی(ع)