از هفت دولت!!!

سلام
نویسنده این وبلاگ قصد جسارت به شخص یا اشخاصی را ندارد و فقط نظر و عقیده شخصی خود را می نویسید نقطه سر خط!
تا قبل از این وقتی از دانشگاه آزاد حرف می زدم و می گفتم که واقعا از لحاظ علمی خیلی پایین هستند و نصف مباحثی که توی دانشگاه های دولتی تدریس می شه رو هم نمی خونن، بیشتر به حرفهای اساتیدمون استناد می کردم تا اینکه گردونه چرخید و ما کنکور دادیم و به درسها مسلط شدیم و تصمیم به تدریس دروس به دیگر دانشجویان این مرز و بوم گرفتیم!!!!
چشمت روز بد نبینه!!!! طرف مهندسی برق می خوند ولی بلد نبود انتگرال یک عدد ثابت رو بگیرهکلافه
شب امتحانشون که می رسید تلفن پشت تلفن با این مضمون که: یه جزوه دارم 50 صفحس، یک کلمشو هم نخوندم، ساعت 10 صبح هم امتحان دارم، می خوام یجوری درس بدی که فقط پاس بشم!!!!
خلاصه بعد از یک مدت به این نتیجه رسیدم که قابلیت این رو دارم که اندیشه اسلامی هم به دانشگاه آزادیا درس بدم! البته این نتیجه گیری شخص بنده نبود و تعداد زیادی از دوستان خودم به این نتیجه رسیدند و به این کار مشغول شدند و مشغول هستند.
از این که بگذریم رفتیم و در ترم گذشته استاد یک آموزشکده فنی شدیم و رسما پا در کفش استادی کردیم!
طبق برگه انتخاب واحد کلاس 3 ساعت و ربع بود! جلسه اول بعد از صحبتهای اولیه یکی از دانشجوها گفت: استاد یعنی می خواید 3 ساعت کلاس رو طول بدید؟! گفتم: 3 ساعت و ربع!!!! گفت: استاد مگه می شه؟!!؟!؟ آخه اینجا دیگه یه کلاسی خیلی طول بکشه 45 دقیقس!!!! با این حرف کاملا متوجه شدم که پا کجا گذاشتم!!!
نشون به اون نشون که هر جلسه یکی میومد و می گفت که: استاد ما خونمون فلان دهاته اگه بیایم کلاس تا برسیم خونه نصف شب می شه و گرگا می خورنمون!!!! اگه می شه نیایم کلاس شما هم یک ده به ما بدید!!!
جالبترینشون اونی بود که روز امتحان اومد و گفت: سلام استاد، من فلانی هستم! تا حالا یک جلسه هم سر کلاس نیومدم! برای امتحان هم هیچی نخوندم! آخه مشکل خانوادگی داشتم و جای بابام باید می رفتم سر کار! امکانش هست به من 10 بدید؟!؟!!؟
و از همه عجیب تر اینکه روز امتحان 3 نفر نیومده بودن امتحان بدن و 3 نفر دیگه رو جای خودشون فرستاده بودن که امتحان بدن و فکر کرده بودن من نمی فهمم!!!
نتیجه گیری اخلاقی: فردا اگه دیدیم مملکتمون به قهقرا رفت نگیم کی بود کی بود من نبودم!!!!
پی نوست:
1- از نوشتن کامنتهایی با مضمون: بعضی دانشگاه آزادا خیلی سطحشون بالاس جدا خودداری فرمائید.
2- هدف از این پست این نبود که دیگه ما آخرشیم!!!
3- مدتیس وقت نوشتن در وبلاگ رو هم ندارم!
4- در پناه زهرای مرضیه!!!