روزگار این روزهای من!

سلام

امروز و دیروز که حسابی سرما خورده بودم. ما بچه های جنوب اصلا جنبه نداریم هوا یکم خنک بشه. تا دو تا باد و بارون میاد زرتی سرما می خوریم. البته نباید از حساسیتهای مسخره و مشکوکی که در این نواحی هست و علتش نا مشخصه ساده بگذریم.

خلاصه از صبح مثل جسد افتادم تو خونه و پای لپ تاپم هستم. دارم شبیه سازیهای مربوط به پایان نامم رو انجام میدم. بینش مداحی گوش میدم. یشتر میثم مطیعی. خوشم میاد ازش. از این مداحای بند تونبونی نیست. 

دنبال کارای خروج از کشورم بودم دیروز. اگه ارباب بطلبه می خوام امسال هم برم اربعین پیاده کربلا. حالا فقط مونده ویزا بگیرم. البته باید دو تومن بزارم ودیعه تو بانک که این هم خودش یک معزل بشمار میاد در این شرایط اقتصاد مقاومتی!!! بعله! ما از اوناش نیستیم. اما ایشالا جور میشه.

شنبه توی اتاق اساتید بحث کربلا و اربعین شد. یکی از اساتید گفت بعضیا واسه شکم میرن اربعین عراق!!!! می گفت اونجا غذا مجانی میدن میرن یک هفته حسابی می خورن!!!! خلاصه نزدیک بود از این تحلیلش شاخ در بیارم. گفتم مرد مومن بیا اونجا ببین چه سختی و خطراتی هست بعد این حرف خنده دارم بزن. خلاصه بعضی ها عجب تفکراتی دارن.

آقا مخلصم. ایشالا کربلا ببینمتون

یاعلی