دعوا، دعوا، دعوا سر کره مربا

سلام

این اتفاق همین الان از تو تنور اومده بخاطر همین می خوام بزارمش تو وبلاگم تا یخورده سرد بشه.

تو مغازه خودمون(کافی نت)نشسته بودم که یهو صدای داد و جیغ امود. رفتم بیرون بیبنم چی شده! دیدم آقا عجب بزن‌بزنیه. در حد تیم ملی بکس. دو نفر اوفتاده بودن به جونه یه نفر آقا بکسا بود که ول میدادن بسمت هم دیگه. مردم همیشه در صحنه و خون گرم اهواز هم مثل راهپیمای ۲۲ بهمن خود را به میان انداختن و شروع به جدا کردن دو طرف دعوا کردن. این وسط یه زنی هم داشت جیغ می‌زد و می‌گفت: وایییی شووَرِ منو م‌زنی. کمک و ....(صداش مثل دریل مخ آدم سوراخ می‌کرد) در این میان بود که من با یک حرکت جنتلمنگی خودمو به تلفن رسوندم و به ۱۱۰ زنگ زدماونا هم زود اومدن و نزاشتم ادامه این زد و خورد مرگ بارو ببینیم. جالب اینجا بود که یکی از او دو نفر یه پیر مرد بود بعد از این همه که اون بنده خدا رو زده بود سوار ماشین شد و فلنگو بست یارو سروانه به سرباز آش خور گفت مگه نگفتم باهاش بری. سرباز با او نقیافش فقط به چشمای سروان نگاه می‌کرد.

بعد فهمیدیم که کل دعوا سر پپپپپپووووووووووووووووووووووووووللللللللللل بوده. ای بسوزه پدر این پول که هر چی هست زیر گور خودشه.