خدایا هلپ

از همان اول تابستان تنها تفریحم شده بود خواب! والله که فاز ملسی هم داشت.آنقدر خوابیده بودم که خوابهایی که می دیدم همه شان تکراری شده بود. گفتم کمی تفریحات سالم دیگر هم که در وسع مالیم است انجام بدهم تا از این یکنواختی درآیم!
تصمیم گرفتم بروم یک بازیه یارانه ای بخرم و هی تیر اندازی کنم و حالش را ببرم.
اما فروشنده می گفت اون کامپیوتری که شما دارید بدرد نان خشکی هم نمی خورد چه برسد به این بازی های پیشرفته و ....
گفتم حال که بازی نمی خورد بمان برویم خودمان را بزنیم به بازی!!!خواستم بروم پارک شهربازی که با تابلو ورود مجردان ممنوع مواجه شدم. با چونه زدن هم راهم ندادند. بیخیال این یکی هم شدیم.
قصد عظیمت به بادی بیلدینگ سرا، را کردم. نرخ را پرسیدم، فرمودند:۲۵هزار تومان ناقابل برای یک ماه دمبل هوا کردن. به صاحب آنجا گفتم:من اگر اینقدر پول داشتم می‌رفتم خارج، اینجا که نمی‌آمدم.
با پول ناچیزی که داشتم یک کارت اینترنت خریدم و خودم را کانکت کردم به این دهکده جهانی لامصب که  ننه‌ی محترم دادشان بلند شد که تیلیفون را اشغال کرده‌ای و پولش را که می‌دهد و هزار قر و لند دیگر که عطای اینترنت را به لقایش بخشدم!
دیگر حوصلمان ترکیده بود این شهر زیست‌گاهمان هم که نه آب و هوای درست و حسابی دارد نه قربانش بروم جای دیدنی و با صفایی! در فاز آمار و متراژ هم نبودیم که به جماعت راهپیمایان همیشگی کیان‌پارس بپیوندیم.
خواستم سینما بروم اما سینماها پر بود از فیلم‌های عشقی حال بهم زن!منم به فیلم‌های اکشن علاقه داشتم تا این فیلم‌ها!!!
گفتم بروم از این ویدیوکلوپ وسط بازار چندتا فیلم باحال بگیرم چند روزی مشغول باشی اما هم فیلم‌هایش قدیمی بود و هم خرجمان بالا می‌رفت!
سر خرمان را کج کردیم به سمت خانه! از میان انبوه مردم که رد می‌شدم، چندین بار صدای پیس پیس شندم!شاخک‌هایم را که تیز کردم دیدم(شاید هم شنیدم) از بقل بعضی ها که رد می‌شم می‌گویند:عکس، سی‌دی، پا.سور!!!
گفتم یک قیمیتی هم از اینها بگیرم شاید اینها منصف‌تر باشند! از یکی از آنها پرسیدم:فیلم هم دارید؟!گفت:آره!!! گفتم:اکشن هستن؟ گفت:اکشن هستن، اونم چه اکشنی!!!
گفت،هر حلقه‌ای ۵۰۰ است. کفمان برید. گفتمش: به انتخاب خودت یکی از آن باحال‌هایش را بیاور اگر خوب بود مشتری هم می‌شویم. گفت:همراهم بیا! مرا با خود به یک کوچه آنطرف‌تر که خلوت بود برد و از خانه‌ای سریع یک سی‌دی به من داد و گفت سریع قایمش کن. من فکر کردم این نیروی انتظامی و صنف فیلم فروش‌ها اجازه کار به این بندگان خدا را نمی‌دهند برای همین مجبورند اینگونه فیلم‌هایشان را بفروشند.
پول را دادم و کلی هم تشکر کردم بخاطر مردانگیش!
خانه که رفتم بعد از اندکی استراحت فیلم را درون کامپیوترم قرار دادم تا ببینمش .......... وایییییی ........ نه .......... خدایا توبه ........... امکان ندارد! این صحنه‌های قبیح دیگر چیست؟!
سریعا سی‌دی را در آوردم ، شکاندمش و در کوچه اندختمش! کلی هم فحش نثار روح پر فتوح آن منصف ‌نما! کردم. البته از حق نگذریم راست گفته‌بود، فیلمش اکشن بود ولی.....
رفتیم به همان خوابمان چسبیدیم که نه سیستم پیشرفته‌ای می‌خواهد، نه پولی برای پرداخت، نه ابتذ.الی دارد و نه مجردیش ممنوع است!!!

پی‌نوشت:

۱-سلام

۲-شاید برای من اتفاق نیافتاده باشد اما شاید ....

۳-قلب داییه‌مان گرفته و یک عمل جراحی در پیش دارد.دعا فراموشتان نشود.لطفا!

۴-اگر بردیم که بردی، وگرنه تمامیه اتفاقات سال جاری پایه خودت.

۴-یا هو