آقای دکتر ايول!!!

سلام

امروز از طرف بسیج یه آقای به نام دکتر انوشه از تهران دعوت شده بود که توی آمفی تاتر دانشکده ما(مهندسی) در مورد رابطه دختر و پسر و عشق و ازین چیزا صحبت کنه.

برنامه ساعت ۱ بود، و من حدودای ساعت ۱:۲۰ رسیدم. سالن خیلی خیلی شلوغ بود و تعداد زیادی ایستاده بودن. منم تا رفتم داخل بچه‌ها رو دیدم و وایسادم کنارشون. این برنامه از ساعت ۱ تا ۵:۳۰ طول کشید، فکر کنم همه کف بر شده بودن، واقعا یارو آدم حسابی بود، ۱۱ کشور دنیا رو رفته بود(سفرهای کاری) ۱۰ سال تو بیروت زندگی کرده بوده(زندگی کاری). چندتا کتاب تالیف کرده بود و به قول خودش تخصصش در رابطه با چهره شناسی بود.

واقعا چیزای تعریف می‌کرد که تا حالا جای نشنیذه بودیم. توی این ۴:۳۰ ساعت اصلا خسته نشدم نه من بلکه دوستام هم، همه می‌گفتن که عجب خفنه و.......

واقعا این دکتر بعد از پسر دکتر حسابی دومین نفری بود که منو بهت زده کرد و واقعا مجذوب حرفاش شدم.

یک داستان‌های تعریف می‌کرد که خیلی باحال بودن حتما چندتاشونو می‌نویسم.

آخرش هم شماره تلفن و ایمیلشو داد و گفت اگه کاری داشتید حتما باهام تماس بگیرین.