يه اتفاق بد توی دانشگاه...................

سلام

سه شنبه توی دانشگاه رای گیری برای انجمن اسلامی بود. واقعا عجیبه که دانشجوها اون هم از نوع مهندسیش یر یه چیزای بچه‌گانه به جون هم بیوفتن. از صبح تا بعد از ظهر ۳-۴ تا دعوا راه افتاد. بزارین یکیشون که خیلی وحشتناک بود رو تعریف کنم.

داشتم با دوستم از سایت میومدم بیرون که یه صدای ول وله شنیدیم. رفتیم پایین دیدم یکی از بچه‌های مکانیک ۸۵ که بچه شیراز بود افتاده روی زمین و داره از صورتش خون میره و هیچ‌ حرکتی هم نمی‌کنه.(دقیقا مثل یه مرده) بچه‌ها و حراست دورش جمع شده بودن. صحنه خیلی وحشتناک بود، مثل این بود که رفیق ما مرده.زنگ زده بودن بیمارستان تا آمبولانس بیاد.نیم ساعت طول کشید تا اومدن. تو این نیم ساعت رفیق ما تکون نمی‌خورد مثل این بود که بیهوش شده.

بعد از نیم ساعت اومدن در حالی که ناله‌های رفیقمون به گوش می‌رسید و یه پنبه کرده بودن توی دهنش روی برانکارد گذاشتنش و بردنش بیمارستان.

بعد از پرس و جو فهمیدیم که یه چیزی این وسط گفته شده که یکی از بچه‌های ۸۳ اومده و این کار وحشتناک رو کرده. واقعا عجیبه و تاسف بار. حتی توی رینگ بکس کسی و اینطوری نمیزنن

به یکی از بچه‌ها گفتم تو اونجا بودی که این اتفاق افتاد؟ به شوخی گفت: آره. جون داداش دیدم یکی از او ماشینهای کرم رنگ، قدیمی ده ۷۰وایساد. ۲ نفر با پالتو با کلاه لبه‌دار پیاده شدن. (که به قول رفیقه ما یکیشون آلپاچینو بوده) یکیشون با قنداق اصلحه زد توی صورت مقتول در حین افتادن روی زمین بود که نفر دوم یه لگد به پهلوش زد و سوار ماین شدن و فرار کردن.

در اوج ناراحی کلی خنده رفت