لوتی گری بود يا نبود؟

سلام

دیروز که برای رفتن به دانشگاه منتظر تاکسی بودم. دیدم که دو نفر دارن به من نزدیک می شن. از لباسای یکی شون معلوم بود که مکانیکه و از ظاهر نفر دوم(عینک دودی و حرکاتش) معلوم بود که روشن دله (کور). مکانیکه به من گفت آقا کجا می‌ری گفتم میرم فلکه دانشگاه. بعد روشن دله گفت من می‌رم شهرک دانشگاه( برای رفتن به شهرک دانشگاه باید از فلکه دانشگاه بگذری)

خلاصه سه نفری منتظر تاکسی وایسادیم(مکانیکه اومد بود که اون آقا رو سوار ماشین کنه)یه تاکسی اومد که می‌رفت فلکه دانشگاه. من و اون روشن دل سوار شدیم. راننده تاکسی گفت من فقط دربست می‌رم شهرک دانشگاه. روشن دل قصه ما گفت من پیاده می‌شم. مکانیکه که بیرون وایساده بود گفت: نه. دست کرد جیبش یه هزاری در آورد و داد به راننده. روشن دله فهمید گفت: نه! برای چی؟ من خودم پول دارم ولی نمی‌خوام دربست برم. برا چی یه غریبه پول منو بده. و تمام تلاششو برای پیاده شدن می‌کرد. آخر که مکانیکه دید فایده نداره. در حالی که به راننده چشمک می‌زد گفت: باشه فقط پول کرایه یه کورسو می‌دم در بست نمی‌کنم. این درحالی بود که هنوز هزاری سبز رنگ دست راننده بود.

خلاصه به هر زور و زحمت ماشین راه افتاد در حالی که هنوز روشن دل عزیز می‌خواست پیاده بشه. تو راه با صدای خیلی جابلش می‌گفت: من خودم پول دارم. این آقا اومده بود منو سوتر تاکسی کنه. چرا یه آدم غریبه پول منو حساب کنه و.............

من خیلی ناراحت شدم چون این روشن دل از وجناتش معلوم بود که آدم درس حسابیه ولی مکانیکه خواست لوتی بازی در بیاره ولی به نظر من باعث خورد شدن شخصیت روشن دله شد. خلاصه من که نظرم اینه. شما چی؟ نظرتون چیه؟ لطفا حتما نظر بدین.

                                                                       موفق و سلامت باشین



سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱٢/۱٥نوشته شده توسط: یک پسر برق گرفته! دست نزن برق داره()