چند ثانيه ديگه می‌مردم!!!!!!

سلام

یکی از بچه های دانشکده تعریف می‌کرد که دیروز طبق اعلامیه که توی برد زده بودن رفتیم استخر دانشگاه، ولی نمی‌دونم چی شد که وقتی رفتیم داخل چند نفر از مسئولین استخر(که می‌گفت عرب هم بودن) چوب به دست داشتن میومدن طرف ما که یه دعوای حسابی راه بندازن، من هم برای اینکه دعوا نشه رفتم جلو و گفتم: آقا بی‌خیال بشین و دعوا نکینین(حالا خودش می‌گفت ما اصلا نمی‌دونسیتیم که چرا اینا اومدن که دعوا کنیم) تعریف می‌کرد که وقتی رفتم جلوشونو بگیرم یکی از این آقایون چماق به دست منو هل داد و پرت کرد توی قسمت ۴ متری استخر.

می‌گفت من هم که شنا درست و حسابی بلد نبودم، هی می‌رفتم ته استخر پامو می‌زدم به کف و میو مدم بالا و دوباره می‌رفتم پایین. که خلاصه یکی یه چوب طرفش گرفته بوده و آورده بودنش بیرون. بیچاره موبایلش هم سوخت.

واقعا اینجا دانشگاه؟؟؟؟؟؟