يکی بياد به اين حالی کنه!!!!

سلام

اگه پست های قبلی رو خونده باشین می ‌دونین که ما یه کافی‌نت داریم. یه روز تو کافی نت بودم(۱۵ روز عید اونجا کار می‌کردم) یه عرب خیلی گنده وارد شد، از وجنات و بوی خیلی متبوعش معلوم بود که یه مکانیک یا یه همچین شغلی داره(قد بلندی هم داشت). دست کرد جیبش و یه کارت موتور گذاشت رو میز. فهمیدم واسه کارت سوخت می‌خواد ثبت نام کنه.شروع کردم به وارد کردن مشخصاتش.(فقط به این فکر بودم که هر چه زودتر کارشو تموم کنم و شرشو کم کنه، چون مغاز رو بوی گند ور داشته بود)

بهش گفتم آقا سریال شناسنامتون چیه؟ گفت شماره شناسنامه؟ گفتم: نه، سریال شناسنامه. گفت نمودونم. گفتم خوب اینجوری نمی‌شه! باید شماره سریال رو بدید به من. گفت: بابا یه چیزی وارد کن، رئیس پاسگاه رفیقمونه گفته فقط یه برگه بیارین از کافی نتمن گفتم نمی‌شه اینجوریاا. گفت: تو وارد کن مشکلی نیست. منم گفتم به درک، کی حالا بیاد به این حالی کنه که این ربطی به پاسگاه نداره و مدارک مال جای دیگس.

خلاصه بعد چند دقیقه یه چیزه دیگش مشکل داشت. بهش گفتم بیا با تلفن مغازه یه تماس بگیر بپرس.

اومد زنگ زد، بعدش رفت رو یه صندلی نشست. بعد من این صدا رو شنیدم.خخخخخخخخخخخخ توف.و کف مغازه با تف آقا آبیاری شد. البته یه لطفی هم به ما کرد و این بود که پای مبارکشون رو روی توفی کشید که ساید سبز رنگ بود

وااااایییی خداااااااااااااااا . تو اون لحظه فقط یه تفنگ می‌خواست تا از این زندگی راحتش کنم