دلم سوخت، برای خودم!

سلام

داشتن خیابانو آسفالت می‌کردن. یکی از این کارگرا کنار خیابون وایساده بود به نماز. از تو مغازه دیدمش، دلم براش سوخت گفتم این بیچاره نمی‌دونه که دقیقا ۱۸۰ درجه مخالف قبله وایساده نمار. چون من قبله رو تو مغازه می‌دونستم کودوم طرفه. آخه نماز شب رو توی طبقه بالای مغازه می‌خوندم.

از مغازه رفتم بیرون که بهش بگم، به دوستش که بقلش بود گفتم: رفیقت اشتباههههههههه ؟؟؟؟؟؟؟؟تو همون لحظه‌ای که داشتم ه اشتباه رو می‌گفتم با سرعت برق تمامی قطب نماها و مصداقهایی که از قبله تو ذهنم بود از ذهنم گذشت. یه دفعه خوشکم زدنهههههههههههههههههههه این آقا اشتباه واینستاده این من بودم که این همه نماز رو پشت به قبله خودندم، خدااااااااااااااااااااااااااااااااااپس بگو چرا دعاهام همشون بر عکس مستجاب می‌دن!!!!!!!

حالا من موندمو حدود ۲۰ تا نماز مغرب و عشاء که همشونو می‌گن باید دوباره بخونم.

چیه؟ خوشحال شدین؟ حالا نمی‌شد منو نفرین نمی‌کردین بخاطر پست قبل که این بلا سرم نیاد؟ باشه منم بعد حسابتونو می‌رسم

ولی آخه من می‌گم زمین گرده. منم ۱۸۰ درجه برعکس قبله وایسادم خوب مگه به طرف قبله نمی‌شه ولی از اونطرف؟(فهمیدین منظورمو؟) خلاصه بیشتر باید بپرسم ۲۰ تا نماز که الکی نیست دوباره بخونم. تازه خدا کارش خیلی درسته.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: خوب دوستان با اجازتون من چند روزی باید به یه سفر برم(با اتوبوس) می‌دونید که خطر سفر زیاده، اگه رفتمو دیگه برنگشتم حلالم کنید یه فاتحه هم واسم بخونین خوشحال می‌شم(چه پر توقع) ایشالا برگشتم به همتون سر می‌زنم. موفق وسلامت باشید. خداحافظ.