وقتی عرب به کافی نت می‌آيد!!!

سلام

داداشم به من می‌گه تو نژاد پرستی! چونکه ............ ولی چندتا دوست خیلی خوب عرب هم دارم، اونا تحصیل کردن و شعوره خیلی بالایی دارن. حتی خود عربا(اونایی که بدون دید قومی گرایانه نگاه می‌کنن) قبول دارن که خیلی از عربا فرهنگ بسیار بسیار پاینی دارن.

خوب حالا من چی‌می‌خوام بگم؟ می‌خوام از داستانهای عرب و کافی نت برا تون بگم.

بنظرم اگه قضیه این کارت سوخ و اینترنت و کافی‌نت پیش نمیومد، عمرا(این عمرنی که می‌گم یعنی خیلی عمرناااا) خیلی از این عربها پاشون به کافی‌نت و تکنولوژی باز نمی‌شد.(خیلی از فارسا هم از این قضیه مستثنا نیستن) اگه مطالب قبلیو خونده باشین درمورد یه عربی که واسه کارتش اومده بود و چه کار زشت و چندش‌آوری انجام داده بود تو پست <یکی بیاد به این حالی کنه!!> یه چیزایی نوشته بود، حالا بشنوید بقیه قضایا رو از زبون من و آقا مسلم شاگردمون.

۲ تا عرب اومدن تو مغازه. یکیشون با اون لهجش (که حتما تو بولوتوسهای که جدیدا وارد موبایلها شده شنیدین) گفت: آقا کافی نت خواستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من:(تو  دلم جان!!!!!!!!) خوب اینجا کافی نته، منظورتون چیه؟ جناب عرب: خوب ما هههم کافی‌نت خواستیم!!!!!!!! (حالا بنده باید این وسط متوجه می‌شدم که جناب عرب دنبال همون کارت سوخت اومدن و ......)

یبار دیگه من و ۲ تا مشتری نشسته بودیم رو دستگاها. یه جناب عرب دیگه اومد برا کارت سوختش. چنان لهجه خنده‌داری داشت که یکی از مشتریا بعد از اینکه جناب عرب رفت بیرون گفت: باید یه دوربین داشتیمو از این فیلم می‌گرفتیم، کر کر خنده بود. خلاصه اومد جناب عرب و به شاگردمون گفت که برام پیگیری کارت سوخت رو انجام بده. در همین لحظه رفت و در گوش مسلم(همون شاگردمون) گفت: ببخشید آقا، اینا که پشت این دستگاها نشستن همه مهندسن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مسلم: نه! جناب عرب: منم می‌تونم بشینم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مسلم: خوب بورو بشین.(استفاده از شکلک ممکن نیست وگرنه می‌دونسیتیم چه شکلکی می‌زاشتم)

در مورد اینکه هی میان واسه کارت سوختشون پیگیری می‌کنند و بدون هیچ حرفی که آقا چقدر می‌شه مثل .... سرشون رو می‌ندازن پایین و می‌رن هم هرچی بگم کم گفتم.

 یه بار مسلم به یکی شون گفت: آقا نمی‌خوای پول بدی؟؟؟ گفت: مگه چیکار کردی؟ چندتا دکمه زدی!!!!!!!!!  و بدون پول دادن رفت(خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اینا فک می‌کنن کار اینه که مثل خودشون بپری پشت  وانتو بری اینورو اونور بار ببری.)

یکی دیگشون هم اوده بود و می‌گفت آقا کارت سوختم چی‌شد؟ براش نگاه کردیم دیدم هنوز صادر نشده. بهش اینو گفتیم. گفت خوب کارت ماشین چی؟ گفتیم بابا ما فقط کارت سوختو می‌تونیم پیگیری کینیم و کارت ماشین به ما مربوط نمی‌شه. گفت خوب بلد نیستی بگو بلد نیستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! باید به این چی‌می‌گفتیم؟ هان، خواهشن شما بگید.

همین الان که داشتم این پستو می‌نوشتم یکی(این دیگه فکر نکنم عرب بود) با یه مشت برگه که تو دستش بود، اومد و گفت آقا رایت می‌کنید؟ من برگه ها رو تو دستش دیدم گفتم تایپ؟ گفت نه! رایت. گفتم آره بده ببینیم. یه مشت برگه داد دستم گفت ایناس. گفت ببین این اسمش تایپه نه رایت.(می‌بینید ما با کیا سر و کله می‌زنیم)

تمامی این قضایا به جان خودم حقیقت خالیه. ازین اتفاقا اونقدر اطرافم پیش میاد که دیگه خیلی معمولی شده برام و خیلی تو ذهنم نمی‌مونه. حالا ایشالا اگه خوشتون اومده بگین تا باز هم بنویسم.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: میلاد حضرت علی(ع) آن همای رحمت رو  به همتون تبریک می‌گم. همینطور روز پدر رو به همه پدرای گل.(البته پدرا بیشتر گل خرزره هستن(نیشخند)) ایشالا سایشون بالای سر همه باشه. اونایی هم که باباهاشونو از دست دادن ایشالا کاری کنن که روحشون شاد بشه. یا علی.

پ.ن: اینو تازه اضافه کردم. آقایون، خانوما. امیدوارم یه روز بیاین اهواز و از نزدیک ببینین که چی گفتم. من این قسمت رو گفتم ولی چیزای خوب هم دارن. مهمون نواز هستن و اگه با یکیشون رفیق بشی حاضرن برات جون هم بدن.

هر کس بعد خوندن متن من از من متنفر شده  دلش می‌خواد فحش بهم بده، مرد باشه و تو کامنت دونی فحش بنویسه، ولی خواهشن زخم زبون نزنین فحش بدین.