قر و قمبيلک نيا کنکوری!

سلام

داستان و حکایت در مورد کنکور و کنکوری بسیار زیاده. می‌خوام چند مورد از حرفای این قوم مفلوکو(که بنده و شما هم روزی از این دسته بودید) بنویسم.

تمامی شخصیت های این قضایا ساختگیس و هیچ وجود خارجی ندارن

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

فرنگیس مثل .... کتاب ادبیات رو پاره پاره کرده و هیچی نیست تو این کتاب که نخونده باشه.

منیژه بهش زنگ می‌زنه و می‌گه: سلام فرنگیس جونم. خوبی؟ ادبیات رو دیدی چقدر سخت می‌ره تو مخ آدم تو باهاش چیکار کردی؟

فرنگیس: وای دس رو دلم نزار منیژه. من ادبیات که نخوندم تا حالا اصلا درس چندش آوریه. دورش و خط کشیدم.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

فریدون یه هفته برای کنکور آزمایشی خونده، به قدری که دیگه کتابارو هم یه گاز زده.

نتیجه کنکور آزمایشی میاد فریدون گند زده.

کامبیز: فری پس چه غلطی می‌کردی این چند روزه؟ چرا اینقدر بد شده رتبت؟

فریدون: بابا اون موقعی که تو داشتی راحت درستو می‌خوندی کجا بودی ببینی چه بلاهایی سرم اومد. بهم زنگ زدن گفتن ننه بزرگت سکته زده رفته بیمارستان تو راه بیمارستان بودم یه ماشین زد بهم تو آمبولانس داشتن می‌بردنم بیمارستان، یه چندتا دزد مصلح آمبولانسو با ماشین حمل پول اشتباه گرفتنو ما رو دزدیدن. حالا تا ما تونستیم به این خنگا حالی کنیم این ماشین اونی نیست که شما می‌خواستین چند روز طول کشید. صبح امتحان تازه منو ول کردن، آخه دزدای علم دوستی بودن خلاصه همینجور بدشانسیو بد بختی ریخته بود رو سرم اینهفته.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

جمیله ۱۰۰ تا کلاس خصوصی رفته و کلی پول خرج کرده. نتیجه کنکور که میاد با رتبه ۷۰ هزار فقط مجاز به انتخاب پیام نور شده. با یه قیافه‌ای که نفرات اول هم نمی‌گیرن به دوستاش می‌گه: من فقط چندتا کتاب از همسایمون گرفتم، و اگه می‌بینید رتبم خوب شده فقط بخاطر IQ وافریه که دارم.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خلاصه هرچی از این قیافه‌گرفتنای الکی و دوروغ‌های درسی بگم کم گفتم. هم پسر هم دختر هیچ فرقی نمی‌کنه. همه افتادن تو این منجلاب. بابا خودتون باشین. من که همیشه راستشو می‌گفتم. نمی‌ترسیدم از اینکه بگم خیلی خوندم بعد رتبم بد بشه. شد که شد من زحمتمو کشیدم.

خدایا شکرت که کنکورو رد کردیم. خیلی بد دردیه. خیلی شکرت، خیلی.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: این حرفی که می‌خوام اینجا بزنم شاید بطلبه یه پست کامل داشته باشه، ولی چون می‌خوام زیاد بهش اهمیت ندم اینجا می‌نویسمش.

من خیلی به وبلاگهای دیگرون سر می‌زنم و کامنت می‌زارم. بیشتر هم برای دوستای که می‌شناسمشون. بعد از نوشتن پست قبلی تصمیم گرفتم دیگه برا کسی کامنت نزارم تا ببینیم که کی دوستام با اراده خودشون میان و به من سر می‌زنن.

بعد این کار خیلی چیزای جالبی فهمیدم، یجور معرفت دوستام دستم اومد. از کاری که کردم خیلی راضیم. خیلی. شما هم این کارو بکنید ببینید دوستاتون چجورین.

پ.ن۲: تیم ملی بسکتبال ایران قهرمان آسیا شد و سهمیه المپیک رو هم برای دومین بار در تاریخ بدست آورد. به افتخارشونهورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.

تو این چند ماه اخیر به این اندازه خوشحال نشده بودم، خدا یا شکررتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت