اولين مطلب مخابره شده من از مشهد!

سلام

من زندم. تو دانشگاه فردوسی مشهد (که اگه اسمشو باغ فردوسی بزاریم بهتره) اسکان کردیم. ۱۸ ملیون واسه غذا و مکان از دانشگاه ما پول گرفتن(ولی بچه‌ها رو مجانی بردن) خلاصه اینکه غذای سلف دانشگاه در حد تیم ملی می‌مونه. یعنی ف نکنم تو هتل‌ها هم از این غذاها بدن(بچه‌های دانشگاه چمران همه انگشت به دهن موندن) و هی بهم می‌گن: خاک تو سرت، اگه ۲ تا، فقط ۲ تا تست ادبیات زده بودی الان اینجا درس می‌خوندی.

اردو مخطلته ولی نه اونجوریااااااااا(بی‌ادب نشین مملکت اسلامیه) تو قطار اهواز تهران فاصله بین واگن پسرها با دخترها ۲ واگن بود.(انصافا کف می‌کنین؟) بعد اون ما هی به شوخی می‌گیم: فاصله اتوبوسهامون حفظ نشده آقای راننده ترمز کن! یا بچه‌ها تو راه رفتن هواستون باشه که فاصلتون از فلان قدم کمتر نشه!

هوارو نگو که جدا بعدا از ۶ ماه یه همچین هوایی رو احساس کردن واقعا دل انگیزه. ما که در حال کف عظما هستیم.

فکر کن بعد از چند روز میری تو یکی از دستشوئی‌های ۲ طبقه حرم و مخصوصا با پله برقی(توجه کنین با پله برقی) برقی طبقه بالا و بری تو یه دستشوی و خلاصه ........... به به، چه شودصفا سیتی به این می‌گن! دروغ می‌گم بگو دروغ می‌گی!!!

تازه یه برق لب خریدم. با طعم شیرموز، آلمانیه اصل، ماتیکیهها وزنم ورم تو حرم خوشگل وشم.(نه آمووووووووووووووو اینجوریا هم نیست واسه اینه که لبام خشک نشه فقط شب که می‌خوام بخوابم می‌زنم، ولی اصلا فایده نداره کاش ایرانی می‌گرفتم)

در آخر بگم که این چند روز واقعا فهمیدم که معتادم، معتاد. مگه اعتیاد شاخ و دم داره؟ منی که روزی ۱۰ ساعت تو اینترنت بودم الان اصلا جنس گیرم نمیادخماره خمارم

پ.ن: اگه خدا بخواد چند روز دیگه میام تو نت دوباره و آپ می‌کنم و نظرهای خوبتونو می‌خونم ولی حقیقتا نمی‌تونم بیام به وبلاگاتون خیلی وقت اینجا کم دارم. آخه از سرویس خوابگاه جا می‌مونم. اگه بهتون سر نزدم ببخشید.(این پست غلط گیری نشده پس منو ببخشید بخاطر اشتباهاتم)

یا علی