چارشنبه سوری

سلام

به خودم گفتم چارشنبه سوری

یهو تو ذهنم اومد: تَرَق، پُروق، شَتَرَق........................

امسال هم مثه هر سال برو بچ ریخته بودن تو خیابون. منم مثه همیشه بیخیال به این کارا دونباله زندگیم بودم. بچه‌ها تعریف می‌کردن که جوونا تو خیابون منتظر بودن یه ماشین با چندتا باند خفن بیاد یه دوپس دوپس حسابی راه بندازه دورش جمع بشن و یه حالی ببرن. البته تو یه قسمت از اهواز هم (زیتون) انگار اوضاع خیلی کیشمیشی شده و بعد از اینکه مامورا کلی تیر هوایی زدن سه نفر تیر خوردن. حالا من نمی‌دونم اینا چیکار کرده بودن که لایق تیر خوردن بودن، مطمئنا آدم نکشته بودن. هر چند خودشون هم کشته نشدن فقط مجروح شدن.

البته یکی از بچه ها می‌گفت: خودایش مزه این چارشنبه سوری به همین تعقیب و گریزاشه، اصلا اگه مامور نباشه چارشنبه سوری کیف نمی ده که.

امیدوارم به شما هم خوش‌گذشته و هیچ اتفاقی براتون نیافتاده.