امتحانات!!!

سلام

مفلوک شدم، باور کنید!!! این آخه چه وضع امتحان گرفتنه؟ این چه وضع نمره دادنه؟ یعنی من همیشه اینارو می‌گم یا واقعا بد شانسم؟ یحتمل که بد شانسم.

*رفتیم امتحان دادیم ..........


 سلام

مفلوک شدم، باور کنید!!! این آخه چه وضع امتحان گرفتنه؟ این چه وضع نمره دادنه؟ یعنی من همیشه اینارو می‌گم یا واقعا بد شانسم؟ یحتمل که بد شانسم.

*رفتیم امتحان دادیم گلابی! یعنی آسون بود دیگه. نمره ها اومده ملتو با کله انداخته. رفتم برگمو دیدم، می‌بینم بخاطر اینکه فقط یه جمع رو اشتباه انجام دادم(بخدا فقط و فقط یه جمع) یه ۲ کم گذاشتم و یه ۲ زیاد از ۳ تا سوال ۴۲ نمره از ۸۰ نمره رو نگرفتم. ای خدا کلم سوت کشید.

می‌گم بابا استاد به پیر به پیغمبر من بلدم این درس کوفتو، می‌گه می‌دونم بلدی ولی خوب جوابای آخرت اشتباه شدن، فردا می‌خوای مهندس بشی اشتباه نباید بکنی.کلی باهاش چونه زدم فهمیده که من واقعا بلد بودم ۹ نمرشونو بهم داد.(بخدا حقم خیلی بیشتر از اینا بود)

*یه امتحان دیگه داشتم استادش بلد نبود انتگرال درست و حسابی بگیره، یک امتحان خفنی گرفت کف همه برید! نیم ساعت اول همه انگشت به دهن بودن که اینا چین. شب قبلش یکی از بچه‌ها می‌گفت بیا این سوالو حل کنیم گفتم بابا استاد مخش نمی‌رسه این چیزا رو بیاره، فردا همون تو امتحان اومد، همون سوال ای خدا من دردمو به کی بگم؟

*حالا که کسی قرار نیست حقت رو بده خودمون می‌گیریم. امروز اینقدر تقلب انجام دادم که اندازه همه عمرم بس بود. یه کلی برگه جابجا کردیم چه حالی هم داد جاتون خالی.

*رفیقم شب یکی از امتحانا حتی یه کلمه هم نخونده بود، حتی یه کلمه. می‌گفت فردا جا گرفتن تو کلاس از جا گرفتن واسه ۱۳ بدر هم سخت ترهبعد امتحان که اومد گفت فکر کنم ماکس کلاس بشم، اینقدر تقلب کرده بود.

*می‌گم این استادا که نمره خوب نمی‌دن می‌دونن چقدر فحش می‌خورن؟! فکر کنم نمی‌دونن.

*امتحان آخر حکم جنگ برای بقا رو داره جنگیدن برای موندن توی لیگ برتر. قراره هرچی تو چنته داریم تو تقلب رو کنیم البته اگه قراره تو لیگ برتر بمونیم.

پ.ن: هی خانوم و آقای که اسم وبلاگمو خودم بهت ندادم و منو از نزدیک می‌شناسی و میای به وبلاگم بدون از این کارت اصلا خرسند نیستم، اصلا!!!

پ.ن: از خود سانسوری که حالم بهم می‌خوره از نوشتن توی یه وبلاگ سوخته بیشتر.

یاعلی



چهارشنبه ۱۳۸٦/۱۱/۳نوشته شده توسط: یک پسر برق گرفته! دست نزن برق داره()