ارشد!

سلام

آقایون خانوما پایه هستید بشینین پای صحبتای یک دانشجوی ارشد برق که بعد از بالا رفتن از کوه کنکور ارشد رسیده به نوک قله و داره یه دشت وسیع رو نظاره می کنه! بگم از چیزایی که می بینیم؟! بگم آقا؟! خانوم نظر شما چیه؟! بگم؟! (معنی حرفم نیست که شما اینا رو نمیبینید، اشتباه نشه!) پس اگه مردش هستید گوش بدید!!!!

خیر سرمون کلی وقت گذاشتیم و انرژی صرف کردیم و فسفر سوزوندیم و کچل شدیم و چاق شدیم و گوشه خونه کپک زدیم و کونج اتاق کز کردیم و کلمونو تو کتابا چپیدیم و درس خوندیم تا چشم و گوش شیطون کر توی کنکور قبول بشیم و دانشگاه دولتی(!) در بیایم!!!! باز هم خیر کله مبارکم رتبه 495 خودمون رو حروم این دانشگاه لعنت الله علیه کردیم و شدیم همکلاسیه کسایی که رتبشون 1200 و 1500 بود!!! (دلایل زیادی داشتم برای اینکه از تهران و اصفهان صرفنظر کردم) حالا کلاسمون چند نفر باشه خوبه؟!؟!!؟!؟ غلط نکنم اول دبستان کلاسم خلوت تر از این بود!!!! بعععععععععععله! کلاس 33 نفرس!!!!

آقا اصلا کلاس 33 نفر باشه، اهمیت نداره!!! یهو دیدم از زمین و آسمون داره بدون کنکور دانشجو می گیره این دانشگاه بی صاحاب! یکی، دوتا، سه تا ....  تعدادشون به 7-8 نفر رسیده تا ایجا، توی پرانتز اینو بگم که هرکی یه مدرک کارشناسی برق داره پاشه بیاد دانشگاه ما یهو دیدین بدون کنکور قبولتون کردن!!! بخدا همینقدر بی صاحابه که دارم می گم! یکی رو به اسم شاگرد اول گرفتن(با معدل 15) یکی رو گفتن توی خوارزمی مقام آورده!!! یکی رو گفتن آپولو هوا کرده!!!! خلاصه جونم براتون بگه که همینطور یکی پس از دیگری در حال اومدن هستن! دیدیم اول آبان چند نفر تازه وارد تو کلاس نشستن! شصدمون خبر دار شد که بعععععله!!!! اینا همکلاسیای جدیدمون هستند! خلاصه اوضاع رو بسیار کیشمیشی ارزیابی می کنم و تقریبا عالم و آدم دلشون برای من کباب شده! چه برسه به خودم!!!!

نتیجه گیری: شما دوست عزیز که یک مدرک فوق دیپلم برق از دانشگاه آزاد یالقوزآباد دارید اگر یک روز به شما زنگ زدند و گفتن آیا مایل هستید که در دانشگاه چمران در دوره کارشناسی ارشد و با سهمیه استعداد درخشان ادامه تحصیل بدهید؟ یک وقت فکر نکنید که غلامرضا پسر همسایه است که قصد دارد شما را دست بیاندازد!!!! نخیر!!!! بلکه این یک اتفاق شدنیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پی نوشت:

ای بابا!!!!

/ 26 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

ا این پست ک هیچی نفمیدم ولی ا پست پایین نتیجه گیری که نتونسم بکنم ولی ا تصوردل و روده های مورچه هه حالم ب هم خورد منم ک قدرت تصور قوییییییییییییی............ خلاصه الان دل و روده یه گاو جلو رومه

مریم

به هر حال مبارکه !! از بی کاری و سربازی که بهتره !

یاسر

خوب بیشتر می خوندی مثل من شریف میرفتی b-(

یاسر

آقا نوشته هات خوندم خوب نه عالی بود بگو از کجا سر از وبلاگت در اوردم زدم تو google یاسر رضائیان تا سر از شهرتم در آرم که اون نظر سجاد اورد در هر حال یک سری خاطره زنده شد یا خدای فتانه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سپیده

سلااااااااااااااااااااااااااااااام آق مقداد[لبخند] وبلاگ باحالی داری سر بزن به منم

سپیده

راستی مبارکه[قلب][خجالت]

سپیده

وای چقدر دیر دیرآپ میکنی زود باش منتظرم[نیشخند]

سایه

واقعا برق گرفتت برودکتر[چشمک] خیلی باحالی(خواهش میکنم, نظرلطفمه) بای بای[عینک]

سایه

یادم رفت بگم:eiiiiiiiiivaaaaaaaallll

قلم

سلام... تبريك ميگم[گل]... بعد از مدت ها قسمت شد بيايم نت[زبان]...