کولر، خاموش، روشن

سلام

کلاس: کلاس استاد پیمان(یه خانوم مهربون که من به بچه‌ها می‌گم این خانوم از بس مهربونه باید بره دبستان درس بده، هرچند دانشگاه هم همون دبستانه فقط یخورده بزرگ تره)

درس: ریاضی مهندسی، مبحث توابع درجه دوم و تابع موج و غشاء و ایزین چرندیات.

من و دوستام مثل همیشه آخر کلاس نشسته بودیم و فقط می‌نوشتیم، از چیزایی هم که استاد می‌گفت حتی یه کلمه هم نمی‌فهمیدیم، فقط می‌‌نوشتیم.

بقل دستیم گفت: من سردمه می‌خوام کولر و خاموش کنم، گفتم: بشین بچه، هوا به این خوبی!!!

بلند شد رفت کولر و خاموش کرد، آقا ما رو می‌گی! از همون موقع که ئکمه کولر رو زد شروع کردیم به گفتن اینکه: وای چقدر هوا گرمه، اصلا درسو نمی‌فهمیم و با دست خودمونو باد می‌زدیم 04.gifو ازین کارا طوری که تمامی بچه‌های آخر کلاس متوجه می‌شدن ولی استاد نمی‌شنید.10.gif

بعد چند دقیقه که هی ما ازین حرفا زدیم، گفتیم که گرمه! یکی از بچه‌ها رفت و کولر رو روشن کرد، این دوست ما هنوز دکمه کولر رو برای روشن شدن نزده بود که ما شروع کردیم به گفتن اینکه: وای چقدر هوا سرده، مردیم از سرما21.gif و دستامونو بهم می‌مالوندیم که یعنی گرم بشیم04.gif خلاصه همه داشتن اون آخر می‌خندیدن که یهو دوباره یکی از ترم بالایا که اونطرف کلاس بود بلند شد کولرو خاموش کرد.

اصلا فیلمی بود، ما دوباره شروع به حرفامون در مورد گرما کردیم تا یکی از بچه‌ها بلند شد دوباره کولرو روشن کرد16.gifو دوباره حرفای ما درمورد سرمای هوای کلاس.

اصلا بعضی از کلاسا و بعضی از مباحث درسی میطلبه که آدم هر کاری کنه غیر گوش دادن به درس اینم یه نمونش بود دیگه.(ازین کارا زیاد کردیم جاتون خالی)

پ.ن:از سر نزدن به شما شرمسارم، ولی جدا سرم شلوغه17.gif

پ.ن:از امروز برای برداشتن گام دوم از هدفهام تلاش می‌کنم، برام دعا کنید لطفا.

پ.ن:آخرش یروزی باید تسلیم شد.(این به حرفای تو این پست هیچ ربطی نداره ربطش یجای دیگس)

در پناه خالق بی همتا49.gif

/ 40 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرواريد

eeeeee نه بابا شما هم كه مشكوك ميزني؟ بجاي درس خوندن و گوش دادن اينكارا تو كلاس نكن بچه عاقبت نداره شمام كه اين ترم رياضي مهندسي دارين ببينم كي نمره اش بيشتر ميشه قبول؟ من آپ كردم بايد بخوني گفتم كه گفته باشم تا ديگه نگي اين ها چيه آپ ميكني در ضمن خانمها همشون مهربون هستن

مرواريد

يه چيزي مقداد ناراحت نشي ها من مطلبتو خوندم خنده ام نگرفت ولي نميدونم چرا عكستو ديدم بي اختيار خنده ام گرفت آخه بچه آدم ياد عصاي سفيد (دور از جون شما)ميفته شما هميشه عينك آفتابي ميزني؟

نيلوفر

سلام... امروز منو برق گرفت!!!بعد يهو پرتم کرد اينجا!!!منم رفتم تو آرشيو و خوندمش...تقصير برقه بود...شما رو هم برق گرفته؟ راستی خوبه که کولر بدبخت نسوخته!!

رها

اين که در بعضی کلاسها همه کاری بايد کرد جز درس گوش کردن را باهات موافقم مثلا خوابيدن و بلوتوث بازی و .....از جمله دست تو دماغ کردن و ....اخرش هم يه ۱۶ گرفتن مثل ترم قبل من و کلی درس گوش کردن و نوشتن و اخر ترم افتادن مثل ۲ ترم قبل من!!!!!!!!

ريحانه

روز معلم واسه خاونم معلمتون يک دونه سمعک بخر!

طیبه

سلام بر برق گرفته ... خوبی شما ؟؟؟ زیبا نوشته بودین من که خیلی لذت بردم واقعا طنزنویس قهاری هستید ... همیشه از خوندن طنزاتون شاد میشم ... راستی اومدم ...برق گرفته بیا که رویامو آپ کردم ... ۷ تا نقاشی و یه درد دل کوچیک ... منتظرم ... مرسی از حضورت ... رویاهات رنگی طیبه

طیبه

اون پایین یه کلمه بعد از اومدن جا موند ...(‌بگم )‌ شب خوش

سما

سلام گام دوم؟ گام دوم چيه؟ بگو بگو بگو

ميثم(سوته دلان)

در دور دست قویی پریده بی گاه از خواب شوید غبار نیل ز بال و پر سپید لبهای جویبار لبریز موج زمزمه در بستر سپید در هم دویده سایه و روشن لغزان میان خرمن دوده شبتاب می فروزد در آذر سپید همپای رقص نازک نی زار مرداب می گشاید چشم تر سپید خطی ز نور روی سیاهی است گویی بر آبنوس درخشد زر سپید دیوار سایه ها شده ویران دست نگاه درافق دور کاخی بلند ساخته با مرمر سپید