بهت خوش می‌گذره گربه؟

سلام

از همون اول که یادم هست یه گربه خپل سیاه بود که عین‌هو بَبَعی میومد تو حیاط خلوت خونمون و ممانم بهش غذا می‌داد. بعدا هم بر و بچزش هم یاد گرفتن و میومدن تا غذا کوفت کنن.

همینطور که بریم جلو یادم میاد که یه بار کولر اتاق رو برده بودیم تعمیر یه گربه پدرسگ اومد و زیر تخت بچه زایید(من نمودونم اونجا زائو از کجا آورده بود) خلاصه چندتا از بچه هاشو همزد تو رگ و بعد چند روز دست و پاهای بچه‌هاشو از زیر تخت در آوردیم.(مثل اجسادی که از زیر آوار در میارن)

از اون گربه‌های فلک زده‌ای هم که مثل اسبهای پیر رفتن تو امباری و اشتباهی در روشون بسته شد و بعد چند روز نعششون اومد بیرون هم هرچی بگم کم گفتم.

یه روز هم داشتم تو خیابونمون را ه می‌رفتم دیدم چندتا بچه افتادن دنبال یه گربه که مثل یه بزمجه میانسال ترسیده و می‌خوان با تفنگ بادی بزننش، منم گفتم اینجا در خونه ماست و حق ندارین کاریش کنین. گربهه هم رفت تو خونمونو یه جورایی هم باهامون دوست شد.

قضیه اون بچه گربه گوساله یکی دو روزه که چشماش هنوز باز نشده بود و داداشم از تو خیابون آوردش و با سرنگ بهش شیر دادیم تا با خون جگر بزرگ شد و در آخر معلوم نشدکودوم گورستونی رفت هم جای بحث داره.

همین پارسال بود که اون گربه بی فرهنگ اومد و تو باغچه خونمون بچه زایید و اجازه نمی‌داد حتی به گلها آب بدیم هی قیافه پرخاش می‌گرفت و جدا عجب بزی بود اون گربهه.

ازینا هم که بگذریم همین چند روز پیش بود که اون یکی داداشم یه گربه افلیج دید و گفت دلم واسش می‌سوزه و ورش داشت آوردش تو خونه و روزای اول شیر می‌خورد ولی جدیدا گوشت و استخون می‌خره پررو نمی‌گه گرونه!!! اینم عکس خود کره بزشه!

            4pyaowh.jpg

خلاصه پیشینه خانوادگیه ما نشون می‌ده که نسبت به گربه‌ها بسیار رئوف بودیم و همه‌جای خونه ما براشون مکانی امن و مفرح بوده. شما هم می‌توانید بچه‌گربه های خود را با کمترین هزینه به ما بسپارید و با خیالی راحت به کارهای روزمرره برسید. با گذاشتن ۳ بچه گربه برای مواظبت پیش ما در قرعه کشی استثنایی ما که جایزه‌اش زیرپوش سوراخ و بوگندو هیتلر کبیر است شرکت کنید. برای اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید. تلفن: شماره رو نمی‌گم تا تو کفش بمونین.

پ.ن:قضیایای بالا همش حقیقت بود.(غیر اون آخریش)

پ.ن:در مورد القابی هم که به این گربه‌ها دادم فکر بدی نکنیداااااا.

/ 51 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حاميت

آره دادا منم گاهی از اين متنا دارم راس می گی هميشه که نبايد پيام دار باشه

لاله

واللا ما ميايم منتها زودی پرتابمون ميکنن بيرون !!!

دوست جون

دوست جون

پلنگ صورتی

سلام داشتم همينجوری سوت ميزدم وتو وبلاگ دوستان قدم ميزدم گفتم برم تا در خونه ببينيم چه خبرس بيرون ! تا جایی که پستات تو ص موجود بود خوندم ! هی میشه گفت خوب بود !یعنی خوب بود ! یکم هیجانش کم بود اما خب حتما هیجان انگیز نبوده دیگه ! من اتفاقهای مهیجی برام میافته وخیلی سر به سر رفقام میزارم ولی نمیتونم خیلی خوب بنگارم که همه ازش لذت ببرند ولی خوب میتونم بتعریفم وکلی دوستامو میترکونم ! راستی درمورد پست اخرت من از گربه جماعت خاطره خوشی ندارم اخه یه بار اومده بود رفته بود تو کمدمون و....اونم رو جدیدترین لباسم !!!!!!مجبور شدم بندازمش دور ! تا همین الان بوی ادکلن گربه پیچیده تو مغزم ووقتی یادش میفتم ....ااااااااااااااااااای پیشته گربه های پلید !!!!!!!! به شما هم حق میدم دل خوشی از اونا نداشته باشید !ومواظب لباسهای جدیدتون باشید

مقداد

چاکر جناب پلنگ صورتی می‌دونم که آدرس از خودت نمی‌زاری که مستفيض بشيم. در جريان کامنتاتون هستم

شیلا

مقداد جون شما نسبت به حیوانات و شاید بعضا حشرات دیگه هیچ احساسی نداری چون من یه چند تا شپش از نژاد ایرانی دارم و خیلی هم بهشون وابستم ودوسشون دارم میشه ازت خواهش کنم اونا رو هم در کنار گربه ات بزرگشون کنی تا یه کم من از این وابستگی دربیام ...باور کن جبران میکنم خودت میدونی که من آخر وابستگی ام

مهشيد

خدا بگم چيکارت نکنه مقداد حالم بد شد ولی خيلی قشنگ می نويسی آدم مياد اينجا روحيش عوض ميشه مخصوصاْبرای من لازمه که نگام يطوره ديگس.

سما

چقدر جالب منم بچه بودم یه گربه چلاق داشتم یعنی تنها گربه زندگیم چلاق بود!! اسمش رو گذاشتیم چلاقون متاسفانه یه روز رفتم مدرسه وقتی برگشتم مامانم سربه نیستش کرده بود!!