بابا شدم، دکتر شدم، صاف شدم!!!

سلام

دخترم سال 95 بدنیا اومد. یعنی زندگی انسان بدون بچه چقدر مسخرس! خو تا بچه نیازید متوجه نمیشید. هرچی هم داره بزرگتر میشه باحالتر و با نمک تر و تو دل برو تر میشه. شکر خدا از این مدل ها که شب بیدار بمونه و گریه کنه تا صبح و نزاره بخوابیم نیست. البته مامانش بیشتر زحمت داره میکشه براش ولی خوب منم دستی بر آتش دارمعینک

هرچی خودش خوب و ناز و بی دردسر بود وقتی اومد دنیا، قبل اومدن دنیا حسابی بنده رو سرویس کرد! از حالت تهوع گرفته تا هزار جور نکات ریز و درشت دیگه. به هر حال ما هم سختیش رو کشیدیم داداش! نه اینکه یه بچه توپول موپول یهو افتاده باشه تو دومنمون!

حالا همه موضوعات بچه داری و بارداری و زایمان و تعویض پوشک و عاروق گیری و هزینه های جانبی یک طرف، این تز دکترای من هم یک طرف دیگه! آخه من آبم نبود نونم نبود دکتری خوندنم چی بود. مامانم قبل کنکور کارشناسی که حسابی درس میخوندم و همه چیز رو به خودم حروم کرده بودم میگفت بهم یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون و کره!!!!! ولی خداییش من دقیقا از همون روز تا الان که تقریبا 12 سال داره میگذره فقط نون و تره دارم میخورم، کی قرار نون و کره شروع بشه خدا میدونه. تازه بعدش باید برم سربازی که نگو...

خلاصه جونم برات بگه که نتیجه نگرفتن از شبیه سازی های تزم دیگه کلافم کرده بود. از اونور هم استاد محترم با عنایت هایی که داشتن بنده رو نگران کرده بود. خلاصه بچه که اومد با اون گرفتاری های خاصش و خرج و مخارجش بنظر میومد که اوضاع خراب تر بشه. ولی از اونجایی که بچه رحمت هست و دختر رحمتش بیشتره(جیگر باباشه) خدا  زد و حال داد بهم اساسی. یه ایده جدید زد به کلم و در عرض 3 ماه تابستوتن 96 تونستم کارمو ببرم جلو و مقالاتم رو در یک ژو.رنال معتبر به چاپ برسونم و خلاصه الان آماده بشم که در سالگرد تولد دخترم از پایان نامه دکترام دفاع کنم.

یعنی خدا واقعا به آدم کمک میکنه فقط باید اعتقاد داشت. من هیچی نداشتم. صفر صفر بودم. زن گرفتم. بعد خونه خریدم. بعد چند سال ماشین خریدم. دکتری قبول شدم. دختر دار شدم الان دارم دفاع میکنم. ملت زن بگیرید. ملت بچه دار بشید باور کنید زندگیتون پر رونق میشه.

ارادتمند همتونم

پ.ن: سالی یک پست بزارم هم فک کنم آمار بدی نباشهنیشخند

در پناه زهرای مرضیه

/ 0 نظر / 31 بازدید