مسخره خودتی!

سلام
خودم درست نفهمیدم که من یه طنز نویسم، یا من طنزم و خودمو می‌نویسم (گرفتی چی شد؟!)
یکی از کارایی که بنده توی دوران تحصیل توی دانشگاه کم انجام ندادم حاشیه نویسیاییه که برای استادا توی برگه امتحان می‌نویسم که می‌خوام اینجا یه چند موردش رو بنویسم!!!


*چند روز پیش میان ترم میکرو پرسسور داشتیم. یه سوال داده بود اینجوری: برنامه بنویسید که میکرو کنترلر دو عدد ١.۵ و ٠.۵ را در هم ضرب کند!!!من یکمی فکر کردم دیدم اون روش مزخرفی که تو کتابه رو درس یادم نمیاد یهو یچیزی به مغزم رسید(بابا بخدا یچیزایی به اسم مغز دارم منم) به استاد گفتم: استاد بنده یه رشوی بلدم به جواب می رسه ولی مثل کتاب نیستا!!! بنویسم؟! گفت بنویس! من برای تاکید دوباره گفتم: استاد یجور دیگس اصلا تو کتاب مثلش نیستا!!! گفت مشکلی نداره بنویس اگه به جواب می رسه!! گفتم باشه! توی برگه امتحان اینجوری نوشتم: کاربر برای ضرب این دو عدد نیاز به پاسخ 0.75=1.5 * 0.5 را دارد و برای اوه اینکه برنامه چگونه نوشته شده است اهمیتی ندارد بنده با دو بار شیفت دادن عدد 1.5 به راست حاصل 0.75 را که مورد نظر کاربر است بدست آوردم! برنامه نوشته شده فقط بدرد ضرب این دو عدد است و به هیچ درد دیگری نمی خورد!!!! (اینکه چطور با شیفت حاصل بدست اومد باید یکمی در مورد اعداد اعشاری باینری اطلاعات داشته باشید)
بچه ها که می گن استاد جوابتو ببینه میوفته دنبالت تو دانشکده که چرا مورد تمسخر قرارش دادم!!!


* یه ترم درس انقل داشتم(همون انقلا.ب خودمون ولی نه از نوع مخمل و مادر بزرگه) بچه ها می گفتن اگر بچه های مهندسی بهش بگن که در حال مشروطی و این حرفا هستن نمره خوبی بهشون می ده! منم روز امتحان ته یه برگه که بعنوان تحقیق بهش دادم اینو نوشتم: استاد عزیز، همانگونه که می دانید بنده رشته برق هستم، درسهای تخصصی کمرمان را شکانده و تنها امیدمان به نمره این درسهای عمومی است که شاید موجبات فرارمان از مشروطی را فراهم کند! امیدوارم با نمره 20ی که به بنده می دهید مرا در این فرار یاری کنید!
آقا این اصلا پاچه خواری هم نبود الکی بهم بهتون نزنید!!! نمرم اومد شده بودم 20!!!!
*این یکی هم مال یکی از دوستامه که نوشته: امتحان اندازه گیری الکتریکی سوال داده بود: چگونه بوسیله یک سنسور عمق یک مخزن آب را اندازه گیری می کنند؟ دوست بنده نوشته بود: استاد محترم بنده بچه دهات هستم و کار با سنسور را بلد نیستم، بنظرم بهترین کار این است که یک طناب به کمرمان ببندیم و شیرجه بزنیم در مخزن و تا ته مخزن برویم و طول طناب همان عمق مخزن خواهد بود!!!!

پی نوشت:
1- از این موارد باز هم بود ولی دقیق یادم نمیاد چی نوشتم!
2- شما هم اگر از این کارا کردید توی کامنت بنویسید!
3- امسال اونقدر ورودی گرفته دانشگاه ما که 40 دقیقه توی صف سلف باید صبر کرد!
4- یه پست هم در مورد کارایی که توی کلاسای عمومی کردم می زارم یه روز!!! یا علی!

/ 33 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسن ش

با سلام خواستم بگم این روش در مورد تمام استادا صادق نیست مثل استاد عزیز ریاضی مهندسی آقای مهر...که اشک بچه ها هم خم به ابروش نیاورد در مورد میکرو هم بگم که واقعا زیبا حلش کردی استادی که این طور درس می ده همین حل هم زیادشه تازه باید خدا رو هم شکر کنه که دانشجوهاش خلاقیت بالایی دارن!!!

درسا تیتان

حالا بالاخره طنز نویسی یا خودت رو طنز مینویسی؟!

رويا

شما چه شجاعتا داشتي بابا! ما كه با استادامون نمي شد حرف بزني چه برسه پاي ورقه چيزي بنويسي! . راستي اين شيرجه زننده نمره اورده بود؟

دکتر نفیس

ما تنها لطفی که کردیم در تاریخ اسلامی که لایش را باز نکرده بودیم درباره نظر حضرت پیامبر در زمان مرگ در باره خلافت ابوبکر نوشتیم : پیامبر می دید نازک آرای تن ساق گلی که به جانش کشته و به جان داده اش آب ای دریغا به برش می شکند!!!

دکتر نفیس

یادم رفت نوزده و هفتاد و پنجش را بگویم مهندس!

مرزدار

سلام... نابغه موجود تنبل و سر به هوايي است كه حوصله نمي كند دنيا را همانطور كه ديگران مي بينند ببيند... جالب بود .

ممد

جانه من به خانوادت بگو هر هشت ساعت 3 بار واست اسفند هوا کنن با این همه استعداد و توانایی هایی که بالقوه داری

مهر

تجربه ی انقل رو امروز پیاده کردم[نگران]

رسول

همه ترم ها رو اینطوری پاس کردی؟ حالا میخوای ارشد هم قبول بشی هان؟حتما با حاشیه نویسی؟! وبلاگم دلش واست تنگ شده! در هر حال موفق باشی