اینک آخرالکنکور...

سلامعینک

احوالات؟! خوب و سر حال و شادید؟! چه خبرا؟! چیه؟! چرا اینطوری نگاه می‌کنی؟! چرا داری وبلاگمو بالا پایین می‌کنی؟! منتظر چی بودی؟! قرار بود چیزی بگم؟! مگه خبری بوده؟! نکنه می‌خوای من در مورد ناو شکن جماران بنویسم؟! پس بابا بگو دنبال چی می‌گردی؟! آهااااان کنکورو می‌گی؟ نیشخند خوب بابا الان می‌گم برات! چقده عجله داری!

اول از دوستانی که این پست بنده رو در سال گذشته نخوندن خواهش می‌کنم بخونن بعد بیان این پست رو بخونن!!!!

بعله اینه بازیه زندگی که بعد از یکسال بنده از اون پست به این پست می‌رسم که دقیقا ١٨٠درجه فرق کرده!

و اما کنکور!

کنکور برق به علت شدت و سنگینیه برق گرفتگی اون توی ٢ روز برگزار می‌شه! آقا روز اول یک پوستی ازمون کندن که بیا و ببین!!! ملت آش و لاش از سر جلسه میومدن بیرون! اول بگم که کلا هیچ آدمی از کنکور نمیاد بیرون مگر اینکه جمله معروف "خراب کردم" رو بگه! ولی واقعا بد بود! از نکات جالب این بود که طراحها همیشه مدارات رو با دست می‌کشیدن و بسیار خوانا و بزرگ و جای کافی برای محاسبات نجومی سوالات! اما امسال اومده بودن یه کار ناز انجام داده بودن!!!! مدارها رو با کامپیوتر کشیده بودن و کسی که داشته سوالا رو تایپ می‌کرده خیلی ماهرانه دکمه print screen رو زده بوده و مدارها به شدت تار و ریز افتاده بود تا حدی که یکی از این مراقبا یه سوالو گرفته بود دستش هی به اینو اون نشون می داد می گفت آقا اینجا چی نوشته؟!!؟!؟ برای همین کلا از قید چندتا از سوال گذشتم! خلاصه با همه شرایطی که پیش اومد و اینکه 7دقیقه دفترچه منو زودتر گرفتن کنکور روز اول تموم شد!

کنکور روز دوم که دروس تخصصی تر بود رو خیلی بهتر از روز اول دادم و اونقدرها هم (مثل روز قبل) سخت نبود! و خلاصه تا تونستیم تست ها رو زدم!!!

خلاصه اینکه فکر کنم ایشالا کمه کم دانشگاه خودمون روزانه قبول بشم! حالا باید دید نتایج چطور میان یهو دیدی یچیز بهتری قبول شدم!

آقا من باید به شدت تشکر کنم از همه با مرام ها و بی مرام هایی که با گذاشتن و نذاشتن کامنت هاشون توی پست قبلی موجبات افزایش و کاهش روحی اینجانب را فراهم نمودن، همینجا از دستشان را به گرمی می فشارم(خانوما چیه؟! چرا چپ چپ نگاه می کنید؟! خوب باشه فقط دست آقایون را می فشارم!) سعی می کنم اگه بشه یه پست ویژه در مورد کامنتا و آدما و مرام ها و این صحبتا بزارم و از خجالتتون در بیام! این بهتره!

تشکر می کنم بابات همه دعاهایی که کردین و کامنتایی که از روی معرفت و مرام گذاشتین! خدا خیرت بده مادر!!!!

ولی جدا نفهمیدم این استرس که این بچه‌ها می‌گیرن دقیقا چیه؟!واقعا نفهمیدم! من که حس یه امتحان معمولیه آزمایشی رو داشتم! اپسیلونی از این استرسه که می‌گفتن خبری نیود!!!! بعععععععععععععععله ما اینیم!!!!!

در پناه زهرای مرضیه(س)

/ 42 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی

ر مان دالان بهشت

فاطمه

سلام علیکم واقعا خسته نباشید برادر [لبخند] روز مهندسم با تاخیر تبریک میگم[چشمک]

مونا

شما کنکور داشتی بیشتر میومدی ... کم پیدا شدی ... فکر کنم داری اون استرسرو دور میکنی از خودت ... [نیشخند][زبان]

مروارید

سلام داداش مقي اومدم بپرسم امتحانتو چيكار كردي ديدم يه پست گذاشتي جاي شك و شبهه رو برداشتي خوشحالم كه امتحانتو خوب دادي... ايشالا يه جاي خوب قبول شي...يه پست گذاشتي پيش بسوي شريف..ايشالا هر جا حقته قبول بشي... ما را بدعاييد راستي روز مهندسي هم مباركاااااا...ديگه داري جدي جدي مهندس ميشي مث ما فقط مدرك همرات نيست... موفقيت شما آرزوي ماست روابط عمومي دوستان بامرام[نیشخند]

هنگامه

هوووووووووووووووووووووووووووو چقدر استراحت بعدالکنکورین طولانی شد!!

هنگامه

هوووووووووووووووووووووووووووو چقدر استراحت بعدالکنکورین طولانی شد!!

سما

سلام تو اولين ادمي هستي كه ميبينم كنكور داده و خوشحاله! [تعجب][لبخند] ان شا الله نتيجه زحماتت رو ببيني[لبخند]

یک بنده خدا

ای بابا هنوز که معلوم نیست که قبول شدین چه جو گیر شدین دیگه به خواننده های وبتون اهمیت نمیدین چرا آپ نمیکنید؟!!!!!!!!!![ابرو] موفق باشید سلام...

رامتین

من که چهارمین بارم بود که کنکور برق رو میدادم بازم شدیدا استرس داشتم مخصوصا روز اول نمی دونم چرا ولی این استرس چیزی نیست که ما رو ول کنه.منم تقریبا مشکل تو رو داشتم با این فرق که استرسم داشتم حوزمونم وسط سالن ورزشی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه شهید رجایی بود که موقع نوشتن سایه مداد رو تو 12 جهت مختلف میدیدی همین طور سایه افرادی که رد میشن دیگه بماند که به مغناطیس نرسیده بوی سیگار یه بابایی تو حوزه خفمون کرد[سبز]