مزاحمت برای دو معشوق(کرکر خندس بخونيد)

سلام

این رفیقای من از خود من چلمن‌تر و شمپیت‌ترند.

یکی از دوستام به نام فرزاد.ف برام تعریف می‌کرد که چند روز پیش توی خیابون با پسر خالم داشتم می‌رفتم. یه خانواده رو دیدم که یه سرباز به فاصله ۷-۸ متر پشت سر اونا داشت راه می‌رفت. یدفه دختر خانواده یه برگه لول شده از جیبش انداخت روی زمین، معلوم بود که برای اون سربازه انداخته بود، منم قبل از اینکه سربازه به اون کاغذ برسه، کاغذ رو برداشتم.

رفیقم مگه چون کاغذ لول شده بود و یه چسب هم دورش پیچیده شده بود فکر کردم تریاکی چیزی باشه.

سربازه که بهم رسید گفت: کاغذ و بده. بهش گفتم کاغذ و می‌خوای بیا کلانتری بهت می‌دم، لباس نظامی هم پوشیدی میفرستنت دادگاه نظامی پدرتو در میارن.

تهدیدم کرد که می‌زنمت و فلانت می‌کنم. بهش گفتم دختر مردمو اغفال می‌کنی، نامه رو می‌خوای بیا کلانتری و ................

رفیقم میگه یارو ترسید و بی‌خیال شد و ول کرد رفت.

امروز دوستم اومده بود پیشم نامه رو داد بهم خوندم. بعضی جاهاش یه حسی مثل24.gifبهم دست می‌داد، بعضی از جاها هم حالم بهم می‌خورد.

به قسمت‌های از این نامه توجه کنید:

بهترین زندگی من تپش قلب توست. شب و روز دعا می‌کنم که تو زودتر خدمت را تمام کنی بیایی تا آخر عمر با هم باشیم............ اگر با فرارمون موافقی پشیمان نیستی روز جمعه ساعت ۱۱:۳۰ بیا کنار پل من به مدینیه( که حتما یکی از دوستای این دختره بوده یا شاید نا مادریش)می‌گم میرم خیاطی، من هم میام اونجا تا فرار کنیم.33.gif

در پایان این نامه هم که فوق‌العاده بدخطه یه شمع کشیده شده و این جمله رو نوشته:

اگر برای دنیا یک نفری، برای یک نفر تمام دنیای.

خلاصه الان می‌فهمیم که دوست من چه کار بزرگی انجام داد و از فرار یک دختر به صورت کاملا ناخوآگاه جلوگیری کرد25.gif. بابا ایول فرزاد41.gif

/ 5 نظر / 12 بازدید
ممد

سلام. با تشکر از خاطره قشنگتون. اگهٌ ماهيت فرهنگی دختر رو هم مشخص ميکردين بد نبود. منتظر خاطره های مسخره بعدی شما هسيم يا علی ...

رشيد

بابا ايول اما به نظر من سربازه ترسو بود و اصلا عاشق نبوده وگرنه برايه اون برگه هر کاری می‌کرد خوب نتيجه اخلاقی که می‌تونيم بگيريم اينه که اگر يک خانواده داشتن راه می‌رفتن و یک سرباز پشت سرشون بود باید منتظر برگه باشیم

داوود

برو خالی بند !!!! تابلو خالی بستی! در هر حال نظر ممد راسته!!!!

امير پاپن

مقداد جون بشين پای درس تا نوشتن اين چرنديات