تعمیرات آبگرمکن!!!

سلام

*  نمی‌دونم کودوم آدمی شماره منو زده رو کارت ویزیتش که هی به من زنگ می‌زنن می‌گن: آقا آبگرمکنمون خرابه! میای درستش کنی؟!45.gif شیطونه می‌گه هرکی زنگ می‌ زنه برم خونشون و یه دستی بزنم به آبگرمکن و یه پولی کاسب بشم diablo.gif

* یه سوال؟ می‌گم چرا واسه آدم برفیا شال گردن می‌زارن؟39.gif

* یه جزوه ریاضی مهندسی گیرم اومده در حد خداااااااااااااااااااااااا. انقدر قشنگ نوشته شده که هی دلت می‌خواد بخونیش. انقدر نمودارها رو با خط کش و سکه درست حسابی کشیده از خود کتاب بهتر. ولی جدا روح یه کلاس رو شاد کرد با این جزوه نوشتنش. کاش همرشته ما بود.

*وقتی داری درس می‌خونی هیچی مثل یه مگس نمی‌تونه عذابت بده، و هیچی هم نمی‌تونه اندازه کشتن اون مگس خوشحالت کنه!!! ضمنا بعضی وقتا یه آدم می‌تونه نقش یه مگس رو بازی کنه!!

*رفتم جزواتمو یه نگاه انداختم، بالای یکی از صفحات نوشته بودم: سر کلاس بودم ولی ننوشتم.40.gif برای یکی دیگه از درسا نوشته بودم: اعصاب نداشتم، ننوشتم. برای یکی دیگه از کلاسا نوشته بودم: همش نمودار و شکل بود! حال نداشتم بکشم!!!37.gif تو یکی دیگه از صفحات هم نوشته بودم: نه نوشتم، نه گوش دادم!!!15.gif خدایش حال می‌کنین جزوه نوشتنو؟!(عین حقیقت بود، باور کنید)

* هرچی تمرین حل می‌کنم هیچکودوم به جواب نمی‌رسه!!! خدایا این چه درسیه؟؟؟؟؟؟؟؟!

پ.ن:

وگر دست محبت سوی کسی یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است

یاعلی49.gif

/ 25 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرندیپيتی

سلامممممممم مطمئنا الان حسابی مشغول امتحانا هستين؛ من که فعلا اومدم خونه(توفيق اجباری).می بينم که همه سرشون تو درس و کتاب و ... است بابا حوصلم سر رفته آپ نمی کنن انشا الله تو امتحانات موفق باشين

ما چند نفر

سلام مرسی ايشالله نوبت شوما که بيشه جبران کنيم خبرشو بده با امتحانات چه ميکنيد؟

ما چند نفر

آخر ترم که می شه فتوکپی های دانشکده پر می شه ازکيلو کيلو ورقه!!!!!!!!! راستی چه خبر از تعطيلات بين امتحانات خوب بهانه ای شده اين سرما ما که امتحانامون سر جاشه

ساره

نيای اون ورا مقداد ... درسات هم نخون . جزوه هاتم ننويس. آخ ميخندم وقتی مياي مينويسی مشروط شدی .........

پزشک۷۸

خب برو تعمير کن کار ملتو راه بنداز ديگه!

ممد

حالا الکی فيگور نگير خودت کارت ويزيت چاپ کردی نميخواد گردن يکی ديگه بندازی اوس مقداد!!!!

ممد

خوش بحالت کاغذ و خودکار ميبری با خودت که بنويسی حال نداری و اعصاب نداری و .... ما که ميرفتيم کلاس (جون که بوديم) انگار ميرفتيم پارک !!!!!! هيچی همراهمون نبود

حميدرضا

حالا اون مگسه که ميگی موقع درس خوندن مياد و تو ميخوای بکشيش کيه اونوقت؟

حميدرضا

راستی ممد راس ميگه! موقع کلاس با خودش بجای جزوه آدامس ترقه ای می آورد! يه بار هم ژا شديم رفتيم بازار يه ساندويچ زديم تو رگ آخر کلاس اومديم حاضری زديم! استاد هم فهميد اما به روی خودش نياورد!