توف تو ریا!!!!

سلامٌ علیکم و رحمته الله و برکاتُ!!!!
آقا بنده قصد ریا دارم! از همین اول گفتم که فردا کسی کامنت نزاره و فحش بده! آقا ما اینیم!!!!
یادمه بچه که بودم، اون موقع ها که تازه به ما گفته بودن خدا هست و باید نماز خوند و هرکی نماز بخونه خدا دوسش داره و کمکش می کنه و ...
اون زمونا واسه خودم یه جا نماز و سجاده مشتی داشتم که مادر بزرگوار برای بنده تهیه فرموده بودن! یعنی هرکی واسه خودش یه جا نماز داشت و فقط رو اون نماز می خوند، مثل الان نبودم که دنبال یه تیکه سنگ و کلوخ باشم که فقط چهار بار خم و راست بشم و ... بگذریم! خلاصه اون زمون، وقتی نمازم تموم می شد و میومدم جا نمازمو جمع کنم می دیدم به به!!!! خدا که دیده من بچه خوبی هستم و نماز خوندم زیر جا نمازم برام شکلات گذاشته!!! یا آدامس یا منتوس(همین شکلاتای قدیمی) خلاصه کلی خوشحال از اینکه یه کار خوب کردم که خدا اینقدر منو دوس داشته و بیشتر تشویق به نماز می شدم شاید هم بیشتر از این شکلات و خوردنیا خوشم میومد!
خلاصه یکمی که بزرگتر شدیم متوجه شدیم بین دو نماز سر مارو گول می مالنو این مامان یا خواهر برادرای بزرگتر هستن که دست خدا بر روی زمین شدن و خلاصه پتشون رو شد!!!!
حالا بعد از این همه سال، امسال ماه رمضون قصد کردم اگر خدا قبول کنه و این پست توی وبلاگ همه ثوابشو هوا نکنه قرآن رو ختم کنم!
جونم براتون بگه که بعد از چند جزء اول وقتی ورف زدم یهو دیدم به به!!!!!! خدا هنوز منو دوس داره برام جایزه گذاشته، ولی اینبار شکلات و منتوس نبود بلکه هدایای خدا با تورم میره بالا و ایندفعه یه پنج هزارتومنی خشک اتو نخورده برام رسونده!!!! خدااااااااا جون دمت گرم!!!
چند روز بعد دیدم یه پنج تومنیه دیگه!!! اینبار ورق های جلو رو دیدم دیدم فقط یکی دیگه هست! یعنی کلس شد 15 تومن! باز هم کرمتو شکر من به همینشم راضیم!!! تا چند روز پیش که دیدم خدا خیلی با مرام تر از ایناست و 10 تومن دیگه هم پیدا کردم. به خودم گفتم برگه های جلوترو نگاه نکن! شاید خدا دید بچه خوبی بودی بیشتر فرستاد!!!
خلاصه این موضوع مشعوف کننده ادامه داشت تا اینکه امروز به مامانم گفتم: مادر این خدا خیلی مهربونه هی برام 5 تومنی می فرسته لای قرآن!!!
مامانم گفت: الکی دلتو صابون نزن!!! اینا پولاییه که واسه عید سال نو گذاشته بودم لای قرآن واسه عیدی این چندتا مونده گذاشتم واسه عید فطر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آقا ما رو می گی، حسمون شد عین اون موقعی که فهمیدم این مامان و خواهر برادرای بزرگترمن که برام شکلات و خوردنی میزارن زیر جانمازم!
خدایا دمت گرم ما به همینشم راضی هستیم، لااقل کلی با این حس که خدا نظری به ما داره قرآن خوندیم و حال کردیم!!!

پی نوشت:

1- وژدانن کجاش ریا بود؟! هرکی بگه من ریا کردم آدم پلیدیهنیشخند
2- عید فطر همتون مبارک و نماز روزتون واقعا قبول باشه!
3- من که یادم میره خودمو هم دعا کنم ولی هرکی مارو یادش بود دعا برفماید!!!
4- دم همتون گرم که وبلاگمو میخونین!
5- گفتم الکی این پی نوشتو هم بنویسم که 5 تا بشه!!!
6- این واسه خاطر گل اونایی می نویسم که متن وبلاگو نخونده کامنت تبلیغی میزارن!!!!
7- اینو هم اصلا نمیزارم!!!! ها ها ضایع شدین!!!!خنده
درپناه زهرای مرضیه(س)

/ 9 نظر / 22 بازدید
منو برق گرفته!!!

[گل]

دکتر نفیس

از اونجا که نیتتون برا ختم قران کاملا خالص بوده احوط آن است که این پست هم ریا نمی باشد!

محمدامین

عید شما هم مبارک باشه داداش... هرجا هستی خوب و خوش باشی یا علی! [گل][ماچ]

فلفل قرمز

تف تو ریا !!!

یک خرده پا

عجب خلوص نیتی... برا ما که از شکلات و اینا خبری نبود گفتن بخون یا میفتی تو آتیش[نیشخند]

کویر

واقعا تف تو ریا ... دفعه ی بعد از این کرامات براتون پیش اومد یه نگاهم به ایینه بندازید ببینید یه هاله سبز درو و برتون نمی بینید...[شوخی]حالا عیدیای مردمو چیکار کردید؟ همه اش که مال شما نبود...[ابرو]

سجاد اتاق عمل

داداش خیلی باحال بود اگه قرارم به ریا شه از این ریاها!ما قبولت داریم پیش ما بیا

لیلا

معمولا میگن تف به ریا!!!!!!!!!!!!!!!! [نیشخند] بدرود

رُحَما

ما که یه بار بیشتر شکلات تو سجاده مون نبود... حالا واقعا نفهمیدین که پول های لای قران عیدیه؟! ما اگه هزار تومنی هم لای قران پیدا کنیم میدونیم مال ما نیست ، کلا هیچوقت پول های لای کتاب و قران مال ما نیست..